تبليغاتX
علمي

علمي

علمي- مكانيك

پيرامون پمپ ها Centrifugal Pump

پُمپ یا تُلُمبه وسیله‌ای مکانیکی برای انتقال مایعات است که با افزایش فشار جریان آن، امکان جابجایی مایعات را به ارتفاعی بالاتر (با افزایش هد) یا حتی پایین دست (معمولاً حوضچه یا مخزن) فراهم می‌آورد.
به طور کلی پمپ به دستگاهی گفته می شود که انرﮊی مکانیکی را از یک منبع خارجی اخذ و به سیال مایعی که از آن عبور می کند، انتقال می دهد. در نتیجه انرﮊی سیال پس از خروج از این دستگاه (پمپ) افزایش می یابد. در پمپ ها تغییرات انرﮊی سیال همواره به صورت تغییر فشار سیال مشاهده می گردد. از پمپها برای انتقال سیال به یک ارتفاع معین و یا جا به جایی آن در یک سیستم لوله کشی و یا هیدرولیک استفاده می نمایند. به عبارت کلی تر از پمپ برای انتقال سیال از یک نقطه به نقطه دیگر استفاده می کنند. پمپها دارای انواع مختلفی هستند که هرکدام دارای کاربرد خاصی می باشند. مهم‌ترین پمپهایی که در این واحد استفاده شده اند عبارت‌اند از:

 

تعریف پمپ

به طور کلی پمپ به دستگاهی گفته می شود که انرﮊی مکانیکی را از یک منبع خارجی اخذ و به سیال مایعی که از آن عبور می کند، انتقال می دهد. در نتیجه انرﮊی سیال پس از خروج از این دستگاه (پمپ) افزایش می یابد. در پمپ ها تغییرات انرﮊی سیال همواره به صورت تغییر فشار سیال مشاهده می گردد. از پمپها برای انتقال سیال به یک ارتفاع معین و یا جا به جایی آن در یک سیستم لوله کشی و یا هیدرولیک استفاده می نمایند. به عبارت کلی تر از پمپ برای انتقال سیال از یک نقطه به نقطه دیگر استفاده می کنند. پمپها دارای انواع مختلفی هستند که هرکدام دارای کاربرد خاصی می باشند. مهم‌ترین پمپهایی که در این واحد استفاده شده اند عبارت‌اند از:

1. پمپهای سانتریفوﮊ. 2. پمپهای رفت و برگشتی. 3. پمپهای چرخ دنده ای.

پمپهای سانتریفوﮊ

این پمپها از نوعی می باشند که انتقال انرﮊی از آنها به سیال به طور دائمی انجام می پذیرد. پمپهای سانتریفوﮊ معمولاً نیروی محرکه خود را از طریق یک الکترو موتور (موتور الکتریکی) دریافت می کنند. انتقال نیروی محرکه از موتور به پمپ از طریق یک محور به نام شَفت منتقل می شود. شَفت موتور به وسیله نوعی تجهیزات مکانیکی به نام کوپلینگ به شَفت پمپ متصل شده است. به این ترتیب انتقال نیرو به راحتی از طریق شفت موتور الکتریکی به شفت پمپ منتقل می گردد.

پمپ های سانتریفوﮊ دارای یک محفظه هستند که حلزونی شکل است و پوسته یا کِیسینگ نامیده می شود و درون آن یک یا چند چرخ قرار دارند که روی یک محور (شفت) نصب شده اند. هر چرخ مجهز به تعدادی پره می باشد. انتقال انرﮊی به سیال در این قسمت انجام می شود. برای اینکه از محل خروج شفت از کِیسینگ پمپ سیالی خارج نشود و اصطلاحا نشتی به خارج نداشته باشیم از ابزاری به نام مکانیکال سیل استفاده شده است. نکته بسیار مهم در مورد این نوع پمپها هواگیری یا پرایم کردن پمپ پیش از روشن کردن آنها می باشد. یعنی پس از لاین آپ نمودن پمپ و اطمینان از ورود سیال به داخل پمپ، باید از خروج کامل هوا یا گاز حبس شده در داخل پمپ نیز اطمینان حاصل نمود. از این نوع پمپها در ابعاد و اندازه های مختلف برای مصارف گوناگون ساخته می شوند.

پمپهای رفت وبرگشتی

این نوع پمپها وسایلی هستند که انتقال انرﮊی از آنها به سیال به صورت پریودیک و دوره ای می باشد. نیروی محرکه این نوع پمپها نیز غالبا توسط موتورهای الکتریکی تامین می گردد. در این نوع پمپها حرکت چرخشی میل لنگ تبدیل به حرکت رفت و آمدی پیستونی در یک سیلندر می شود. با عقب رفتن پیستون در سیلندر ایجاد مکش شده و در نتیجه مایع از طریق یک شیر ورودی داخل سیلندر می گردد. با حرکت پیستون به طرف جلو دریچه ورودی بسته و مایع از طریق شیر خروجی به خارج هدایت می گردد. شیرهای ورودی و خروجی یکطرفه بوده و طوری ساخته شده اند که در مراحل رفت و آمد پیستون، از ورود مایع داخل سیلندر به قسمت کم فشار و بالعکس ممانعت شود. اگر بجای پیستون، پلانجری در داخل سیلندر رفت و آمد کند در این حالت به آن پمپ پلانجری می گویند. در ضمن چنانچه پلانجر دیافراگمی را حرکت دهد پمپ از نوع دیافراگمی است. فرق میان پیستون وپلانجر در این است که طول سر پیستون کوتاه تر از مسافتی است که پیستون درون سیلندر طی می نماید، در حالی که طول پلانجر بیشتر از طول مسافت طی شده توسط آن در داخل سیلندر می باشد. از طرفی در پمپهای پیستون از حلقه یا رینگی جهت آب بندی پیستون و سیلندر استفاده شده است که روی بدنه پیستون قرار گرفته و همراه آن حرکت می کند، در حالیکه در پمپهای پلانجری این رینگ روی سیلندر قرار دارد و ثابت است. این پمپها معمولاً کم ظرفیت هستند ولی فشار خروجی سیال را می توانند تا مقدار زیادی افزایش دهند. بنابراین از این پمپها در جاهایی که نیاز به جا به جا کردن سیالی با حجم کم ولی فشار بالا می باشد استفاده می کتتد. در ضمن باید به این نکته نیز توجه داشت که جریان سیال در این پمپها به صورت غیر یکنواخت می باشد. نکته بسیار مهم در مورد این پمپ ها آن است که هرگز نباید آنها را در حالیکه شیر خروجی پمپ (دیسچارج پمپ) بسته است روشن نمود

پمپهای چرخ دنده ای یا گی یِر پمپ

 این پمپها نوعی از پمپهای گردشی یا روتاری می باشند. پمپ های چرخ دنده ای از دو قسمت متمایز تشکیل شده اند، یکی قسمت جداره ثابت و دیگری قسمت دوار که شامل یک محور گردان با چرخ دنده می باشد. در پمپ های چرخ دنده ای مقداری مایع بین دنده های چرخ دنده پمپ به اصطلاح به تله می افتد و در اثر چرخیدن چرخ دنده ها این مایع به قسمت خروجی پمپ رانده می شود. این پمپ ها به گونه ای ساخته می شوند که در آنها فاصله میان اجزاء گردنده و جداره ثابت بسیار کم می باشد. کار برد این پمپها برای جا به جایی مایع با حجم کم و فشار متوسط می باشد. نکته مهم در مورد این پمپها آن است که هرگز نباید آنها را در حالیکه شیر خروجی پمپ (دیسچارج پمپ) بسته است روشن نمود؛ چرا که در این حالت، اگر هیچ شیر اطمینانی (سِیفتی وَلو) در مسیر دیسچارج پمپ وجود نداشته باشد، یا خود پمپ از بین می رود و یا اینکه لوله دیسچارج می شکند.

کاویتاسیون

این پدیده یکی از خطرناکترین حالتهایی است که ممکن است برای یک پمپ به وجود آید. آب یا هر مایع دیگری، در هر درجه حرارتی به ازای فشار معینی تبخیر می شود. هرگاه در حین جریان مایع در داخل چرخ یک پمپ، فشار مایع در نقطه ای از فشار تبخیر مایع در درجه حرارت مربوطه کمتر شود، حبابهای بخار یا گازی در فاز مایع به وجود می آیند که به همراه مایع به نقطه ای دیگر با فشار بالاتر حرکت می نمایند. اگر در محل جدید فشار مایع به اندازه کافی زیاد باشد، حبابهای بخار در این محل تقطیر شده و در نتیجه ذراتی از مایع از مسیر اصلی خود منحرف شده و با سرعتهای فوق العاده زیاد به اطراف و از جمله پره ها برخورد می نمایند. در چنین مکانی بسته به شدت برخورد، سطح پره ها خورده شده و متخلخل می گردد. این پدیده مخرب در پمپ ها را کاویتاسیون می نامند. پدیده کاویتاسیون برای پمپ بسیار خطرناک بوده و ممکن است پس از مدت کوتاهی پره های پمپ را از بین ببرد. بنابراین باید از وجود چنین پدیده ای در پمپ جلو گیری گردد. کاویتاسیون همواره با صدا های منقطع شروع شده و سپس در صورت ادامه کاهش فشار در دهانه ورودی پمپ، بر شدت این صدا ها افزوده می گردد. صدای کاویتاسیون مخصوص ومشخص بوده وشبیه برخورد گلوله هایی به یک سطح فلزی است. هم‌زمان با تولید این صدا پمپ نیز به ارتعاش در می آید. در انتها این صداهای منقطع به صداهایی شدید ودائم تبدیل می گردد و در همین حال نیز راندمان پمپ به شدت کاهش می یابد.
 

انواع پمپها عبارتند از :
1ـ پمپ هاي ديناميكي - ۲ پمپ هاي جابجايي

مي توان پمپ هارابراساس نحوه عملكردشان به گونه اي ديگر نيز دسته بندي كرد:
 
ـ پمپ هاي سانتريفوژ(جريان شعاعي)
2ـ پمپ هاي محوري
3 ـ پمپ هاي نيمه سانتريفوژ(يا باجريان مختلط)

مهمترين تركيبات عمومي مواد ساختماني پمپها عبارتند از:

مواد: پمپهاي سانتريفيوژ كه معمولا به بازار عرضه مي شوند داراي تركيبات برنزي، تمام برنزي ،يا داراي تركيب آهني مي باشند. در ساختار نيمه برنزي ،پروانه خلاف شافت (اگر بكار برده شده باشد ) و رينگهاي سايشي برنزي خواهد بود و محفظه از چدن است. اين مواد ساختماني براي قسمتهاي از پمپ مي باشد كه در تماس با پمپاژ شده مي باشد.

محفظه آببندي (stuffing box) :

آن قسمت از پمپ است كه شفت گردننده وارد محفظه پمپ مي شود. براي جلوگيري از نشت اب از محفظه، يك آب بند مكانيكي يا نوار آببندي بكار مي رود.پمپها با اب بندي مكانيكي((mechanical seal بطور موفقيت آميز در موارد گوناگون بكار برده مي شوند.آب بندهاي داخلي درون محفظه آببندي عمل ميكند درصورتي كه آببندهاي خارجي داراي اجزاء دوراني( rotatig element) خودشان در بيرون محفظه آببندي مي باشند. بسته به آببندي پمپ و مايعي كه پمپاژ مي شود محدوديتهاي در فشار و دماي مايع وجود دارد. جنس ماده ابندي پس از انكه نوع سيال پمپاژ شونده و دما و فشار ان تعيين شد ، توسط كارخانه سازنده تعيين مي شود. پمپها با نوار آب بندي بويژه در جاهايي كه مواد سايينده كه همراه اب وجود دارد بكار سيستم اسيب نمي رساند بطور گسترده اي مورد استفاده قرار مي گيرند. مقداري نشت بايد وجود داشته باشد تا سطح بين ماده نوار و شفت را روانكاري و سرد كند. بوش شفت و شفت موتور يا پمپ را بويژه با نوار اببندي ، محافظت مي كنند.
 
رينگهاي سايشي براي پروانه يا محفظه آب بندي بكار برده مي شود ،انها قابل تعويض بوده و از سايش پروانه يا محفظه جلوگيري ميكنند.
بلبرينگها غالبا زياد بكار برده مي شوند مگر در پمپهاي سيلكولاتر ،كه ياتاقانهاي موتور و پمپ از نوع بوش مي باشد.

رينگ تعادل :

در طرف پشت پروانه هاي بسته تك مكشه مي باشد تا بار محوري را كاهش دهد.پروانه هاي داراي دو ورودي بطور ذاتي از لحاظ محوري بالانس مي باشند.
سرعتهاي كار نامي موتور ممكن است در محدود 600 تا 3600 دور در دقيقه انتخاب شوند (سازندگان پمپ بايستي سرعت بهينه پمپ را براي هر نياز پمپاژ بخصوص با در نظر گرفتن راندمان ، قيمت و صدا و نگهداري بدست اورد.)نمونه اي از سطح مقطع يك پمپ سانتريفوژ مجهز توسط انستيتوي هيدروليك در شكل نشان داده شده است بيشتر قسمتهاي كه قبلا شرح داده شد در روي شكل مشخص است.
 
به طوركلي پمپ به دستگاهي گفته مي شود كه انرژي مكانيكي رااز يك منبع خارجي اخذ و به سيالي كه ازآن عبورمي نمايدانتقال دهد.درنتيجه انرژي سيال بعدازخروج از ماشين افزايش مي يابد.پمپ ها رابرمبناي نحوه انتقال انرژي به سيال به دودسته تقسيم بندي مي كنند:
1ـ پمپ هاي ديناميكي:كه انتقال انرژي ازآنها به سيال به طوردائمي است.
2ـ پمپ هاي جابجايي:كه انتقال انرژي ازآنها به سيال به صورت متناوب يا پريوديك است.

مي توان پمپ هارابراساس نحوة عملكردشان به گونه اي ديگرنيز دسته بندي كرد:
1ـ پمپ هاي سانتريفوژ(جريان شعاعي)2ـ پمپ هاي محوري3ـ پمپ هاي نيمه سانتريفوژ(يا باجريان مختلط)

1ـ پمپ سانتريفوژ(شعاعي):

عملكرداين پمپ به اين صورت است كه درآن سيال موازي محور واردچرخ پمپ شده وعمود برآن ازچرخ خارج مي گردد.اين پمپ ها معمولاً براي ايجادفشارهاي بالا دردبي هاي كم به كارمي روند.بنابراين اغلب پمپ هاي سانتريفوژ توانايي خوبي درايجادفشارهاي بالادارند.پمپ هاي سانتريفوژ شايع ترين نمونه ازپمپ هاهستند.

2ـ پمپ هاي محوري:

سيال موازي محور وارد پمپ مي گردد و به طور موازي نسبت به محور ازچرخ خارج مي گردد.اين پمپ ها براي ايجادفشارها و دبي هاي متوسط به كار مي روند.

3ـ پمپ هاي نيمه سانتريفوژ(مختلط):

سيال موازي محور وارد چرخ پمپ مي گردد و به طورمايل نسبت به محورازچرخ خارج مي گردد.اين پمپ ها براي ايجادفشارها و دبي هاي متوسط به كارمي روند.اين پمپ هانسبت به پمپ هاي سانتريفوژ
توانايي بيشتري دراستفاده وبه كارگيري دبي هاي يالا رادارند.
مباني وكاربردپمپهاي گريز از مركزcentrifugal pump اصول كار كليه اين پمپ هابراساس استفاده ازنيروي "گريزاز مركز" پايه گذاري شده است. هرحجمي كه دريك مسيردايره اي يامنحني الشكل حركت كند ، تحت تاثيرنيروي گريزازمركز واقع مي شود.جهت نيروي مذكور طوري است كه همواره تمايل داردكه جسم را ازمحوريامركز دوران دورسازد.
 

 ◄قسمت هاي اساسي يك پمپ گريزازمركز عبارتنداز:

1. الكترومتور: كه شامل قسمت الكتريكي پمپ است.
2. كوپل يا هم محور سازي :كه متصل كننده الكترومتر به شافت (محور )پمپ است.
3. هوس برينگ: كه محل قرار گيري برينگها مي باشد
4. مكانيكال سيل: كه محل آب بندي پمپ و جدا كننده سيال پمپاژ شده و قسمت مكانيكي پمپ مي باشد
5. پره هاي پمپ :كه با توجه به نوع كاربرد داراي انواع مختلفي مي باشد.

◄ مكانيكال سيل:

مكانيكال سيل يا محفظه آب بند قسمتي است كه در حد فاصل بين برينگها و پروانه پمپ قرار گرفته است و از مهمترين قسمتهاي پمپ مي باشد چرا كه وظيفه آن جلوگيري از ورود سيال به درون برينگهاو بر روي شفت مي باشد. مكانيكال سيل بوسيله منبع سيليپات روغن خنك كاري مي شود (منبع سيليپات براي خنك كاري است كه روغن آن داراي ويسكوزيته بالايي است و گاهي نيز از خود سيال براي خنك كاري مكانيكال سيل استفاده مي شود براي برينگها نيز از يك گيج روغن براي خنك كاري استفاده مي شود كه داراي ويسكوزيته كمتري است.
 
نويز ناشي از هر گونه فعاليت صنعتي بايد از استانداردهاي بين المللي تبعيت كند . ميزان سر وصداي آزار دهنده در اعلاميه (3) 53.s سال 1994 سازمان كنترل آلودگي ومديريت محيطي ظابطه دارد بر اساس اين قانون حتي در صورت مجاز بودن ميزان صدا، اگر نويز توليد شده افراد را آزار دهد تمهيدات لازم براي كاهش آن فراهم آيد . عملكرد سيستم ها وايستگاه هاي پمپاژ يكي از اين فعاليتها ي پرسر وصداي صنعتي است .
 
 
 ضميمه 1
 

صداي پمپ ها

منابع ايجاد نويز در سيستم هاي پمپاژ :
  •  سرو صداي پمپ ها
  • سروصداي محرك پمپ وتجهيزات انتقال نيرو همچون چرخد نده ها
  • ارتعاشات پمپ وموتور
  • سر وصداي هيدروليكي ايجاد شده در درون پمپ
  • نويز هيدروليكي ايجاد شده در خطوط لوله و شير آلات

    شرايط مكاني و كاربردي سيستم پمپاژ نيز درايجاد نويز موثر است،براي نمونه در ايستگاه هاي پمپاز فاضلاب فن هاي تهويه يكي از منابع توليد نويز هستند
 

كنترل نويز:

چهار اصل كلي در زمينۀ كنترل نويز وجود دارد :
  • كمينه كردن توليد انرزي صوتي
  • كمينه كردن ويژگيهاي صوتي نا خوشايند براي انسان
  • كاهش انرژي صوتي با استفاده از ابزارهاي ميرا كننده از جمله جاذب صدا
  • دور كردن وانحراف انرژي صوتي از مكانهاي حساس و مهم

 بر اساس اين اصول بايد در طراحي وروند ساخت ايستگاه هاي پمپاژ ملاحظات مهمي انجام داد :
  • اعمال ويژگيهايي براي پمپ ها ، موتورها و تجهيزات ديگر براي كاهش سرو صداي آنها
  • قرار دادن ايستگاه هاي پمپاژ در زير زمين تا حد امكان
  • طراحي مناسب تكيه گاه هاو اتصالات (جرا كه ارتعاش تجهيزات صداي ناخوشايند توليد مي كند )
   نگهداري وتعمير منظم وپيوسته سيستم پمپاژ (دستگاهي كه منبع توليد صداي نامعقول است بايد هر چه سريعتر تعمير يا تعويض شود )

 ممكن است سر وصداي محرك (موتور) به حدي زياد باشد كه نويز پمپ را پوشش دهد . در اين حالت ابتدا بايد ميزان نويز محرك را كاهش داد . در پمپ هاي كوچك آسان ترين راه قرار دادن پمپ وموتور در يك محفظه است ولي ممكن است علاوه بر آن لازم باشد كه :
  • قاب (پايه ) مجموعه پمپ وموتور نيز ايزوله شود تا سرو صداي ناشي از آن نيز كنترل شود .
  • به آببندي محفظه ، به ويژه در محل عبور لوله ها توجه شود .
  • اتصالات لوله ها ايزوله شوند تا ارتعاشات در سرتا سر لوله كشي منتقل نشود .
  • از نبود هرگونه اشتباه ومحدوديتي در طراحي سيستم كه به سروصداي اضافي پمپ بينجامد ، اطمينان حاصل شود

به طور كلي ،ميزان سرو صداي ناشي از يك نوع پمپ خاص به فشار ، اندازه وسرعت آن بستگي دارد .رابطه ميزان نويز با اين پارامترها به گونه اي است كه ما را به سمت انتخاب پمپي بزرگ كه با سرعت كم كار مي كند وفشار تخليه پاييني دارد سوق مي دهد .ولي معمولأ براي تامين بازدهي لازم يا ملزومات مورد نياز اين انتخاب انجام نمي شود .سر وصداي در ايستگاه پمپاژ علاوه بر پمپ ازموتور ، چرخ دنده ها ،لوله هاو اتصالات نيز ناشي ميگردد . از آنجايي كه اين موارد به ملزومات نصب (كهدر انواع نصب مختلف هستند )مربوط ميشوند نميتوان آنها را در اطلاعات دادهشده توسط سازنده درباره نويز ناشي از نوعي پمپ قلمداد كرد .

براي تعيين ميزان سرو صداي پمپ روشهايي از جمله اندازه گيري فشار پفقدرت وشدت صوت وجود دارد . فشار صوت ميزان صدايي است كه گوش انسان مي شنود . قدرت صوت ميزان انرژي اكوستيك منتشر شده توسط منبع صداست وشدت صوت برابر است با قدرت صوت بر واحد سطح .
 
 
ضميمه 2
 

نصب پمپ ها در آبرساني

در نصب پمپها بايد همواره سعي نمود پمپ را پائين تر از سطح منبع مكش قرار داده تا فشار مكش مثبت ايجاد گردد، و در صورتيكه اين امر در بعضي از شبكه هاي آبرساني مقدور نباشد، تا آنجائيكه وضع ايستگاههاي پمپاژ اجازه مي دهد بايد سعي نمود پمپ نزديك سطح مايع منبع مكش قرار گيرد تا اختلالات كمتري در كار پمپ ايجاد گردد .

مسير لوله كشي بايد مستقيم و از ايجاد خمها و زانوها و لوازمات لوله كشي نه چندان مورد نياز اجتناب ورزيد ، بين زانوئي و محل اتصال مكش بايد لوله مستقيمي بطول لااقل 5 برابر قطر مکش فاصله ايجاد نمود . چرا كه در غيراينصورت فشار مكش نامتعادلي ايجاد شده و يكطرف چشمه پروانه و محفظه مكش پر تر از طرف ديگر گرديده و تلفات هيدروليكي پمپ زياد و راندمان پمپ كم مي گردد .

بايد قطر لوله مكش يك نمره بيشتر از قطر مجراي رانش بوده و عمق مكش بين 5/4 تا 6 متر باشد ، لوله مكش بايد كاملاً آب بندي بوده و از محبوس نمودن هوا در لوله مكش اجتناب ورزيد ، در قسمت اعظم لوله ورودي پمپ ، فشار هوا كمتر از فشار جو بوده و براي مطمئن شدن از آب بندي لوله ورودي بعد از كارگذاري ، يك شعله به قسمتهاي اتصالي نزديك مي كنند در صورتيكه درزي موجود باشد شعله بطرف لوله كشيده مي شود لوله مكش بايد 1 تا 2 متر پائين تر از حداقل سطح آب چاه باشد تا هوا وارد پمپ نگردد در قسمت رانش پمپ شير يك طرفه جهت جلوگيري از حركت معكوس آب و شير تنظيم جهت كم و زياد نمودن آب تعبيه نموده با صدمه اي به پمپ وارد نگردد.
جهت نصب پمپها اصولاً يك شاسي محكم براي موتور و پمپ درنظر گرفته و از ايجاد ناميزاني كه سبب فرسوده شدن بوشهاي اتصال و ياتاقانها و احتمالاً شكستن محور پمپ مي گردد جلوگيري مي شود همواره بايد سعي نمود محور پمپها باموتور محرك آن در كارخانه ميزان شود كه اين ميزان نبايد در اتصال و نصب پمپ بهم بخورد.

معمولاً صفحه اي به ضخامت 5/2تا 4 سانتيمتر بين صفحه زبري پمپ و سطح بالائي فنداسيون در نظر گرفته مي شود كه با ملات سيمان پوشيده شده تا ناصافيهاي بالائي فونداسيون اصلاح و حركت جانبي صفحه زبري پمپ كم شود.
در مسير رانش پمپ ، يك شير دروازه اي و يك سوپاپ كنترل قرار مي دهند ، كار اين سوپاپ حفظ پمپ در مقابل فشارهاي اضافي وارد بر پمپ است. سوپاپ انتهاي لوله مكش بايد لااقل 5/1 متر از سطح مايع مكش پائين تر بوده و پمپ نيز بايد به سطح منبع مكش نزديك باشد .
پمپ و موتور را بايد روي فونداسيون محكمي نگهداشت تا تنظيم آن خراب نگردد در غير اينصورت بوشهاي اتصال محور پمپ و موتور نيز ياتاقانهاي آن خراب و سبب شكستگي محور مي گردد.
 

 پمپ های گریز از مرکز و کاویتاسیون در پمپ ها

 تاریخچه پمپ گریز از مرکز:

مطابق با نوشته های تاریخ نگار برزیلی Reti، یک ماشین آبکش یا لجن کش که بایستی به عنوان نمونه اولیه پمپ گریز از مرکز شناخته شود، در یک مقاله در ابتدای 1475 میلادی توسط مهندس ایتالیایی دوره رنسانس Francesco di Giorgio Martini به عرصه ظهور رسید. پمپ های سانتریفیوز واقعی تا اواخر دهه 1600 توسعه نیافتند تا اینکه Denis Papin یک نمونه از آنرا با تیغه های صاف درست کرد و تیغه منحنی شکل توسط مخترع بریتانیایی John Appold در سال 1851 معرفی شد.  


Centrifugal Water Pump

پمپ گریز از مرکز چگونه کار می کند:

یک پمپ گریز از مرکز بر اساس تبدیل انرژی جنبشی یک سیال جاری به فشار ایستا کار می کند. این نحوه عمل بوسیله قانون برنولی توصیف می شود. قاعده عملکرد پمپ گریز از مرکز را می توان با ملاحظه تاثیر تکان دادن یک سطل آب بر روی یک مسیر دایره ای شکل توسط یک طناب، نشان داد. نیرویی که آب را به کف سطل فشار می دهد، نیروی گریز از مرکز است. اگر یک سوراخ در کف سطل تعبیه شود، آب از طریق این سوراخ جریان می یابد. از این گذشته اگر یک لوله ورودی در بالای سطل تعبیه شود، جریان آب به بیرون سوراخ منجر به تولید یک خلاء موضعی در داخل سطل خواهد شد.                                                                      
این خلاء آب را از یک منبع در سمت دیگر لوله ورودی به داخل سطل خواهد کشید. بدین روش یک جریان پیوسته از منبع و به بیرون سطل بوجود می آید.

در رابطه با پمپ های گریز از مرکز، سطل و سرپوش آن متناظر با قاب پمپ، سوراخ و لوله ورودی متناظر با ورودی و خروجی پمپ هستند و طناب و بازو متناظر کار پروانه را انجام می دهد.

پمپ گریز از مرکز پمپی است که از یک پروانه گردان بمنظور افزودن فشار یک سیال استفاده می نماید. پمپ های گریز از مرکز عموما برای جابجا کردن سیال از طریق یک سیستم لوله کشی کاربرد دارد. سیال در امتداد یا نزدیک محور چرخان وارد پروانه پمپ گشته و بوسیله این پروانه شتاب می گیرد و به سرعت به سمت بیرون و به داخل یک پخش کننده یا محفظه حلزونی جریان می یابد که از آنجا به درون سیستم لوله کشی پائین جریان خارج می گردد.

تیغه های روی پروانه بطور تصاعدی از مرکز پروانه پهن می شوند که سرعت را کاهش داده و فشار را افزایش می دهد. این امکان به پمپ گریز از مرکز اجازه می دهد تا جریان های پیوسته با فشار بالا ایجاد نماید.

دسته بندی پمپ های گریز از مرکز:

پمپ های گریز از مرکز را می توان به چند صورت دسته بندی نمود. یک نحوه دسته بندی بر اساس جریانی است که بوجود می آورند که متشکل از سه دسته هستند:
پمپ های جریان شعاعی: در نوع شعاعی فشار سیال کاملا توسط نیروی گریز از مرکز تامین می شود. از این نوع پمپ در مواردی که می خواهند دبی خوبی در اختیار داشته باشند استفاده می شود.
پمپ های جریان مختلط: در این نوع پمپ، قسمتی از فشار توسط عمل بالابری یا راندن تیغه ها بر روی سیال صورت می گیرد و قسمتی دیگر بوسیله نیروی گریز از مرکز تامین می شود.

پمپ های جریان محوری: در این پمپ ها فشار با عمل پیش رانی و بالابری تیغه ها بر روی سیال بوجود می آید.

در حالت کلی از پمپ های جریان محوری هنگامی که افزایش فشار لازم باشد استفاده می کنند و از پمپ های جریان شعاعی بمنظور تولید دبی سود می برند.  

دو جزء اصلی پمپ های گریز از مرکز پروانه و تیغه هستند.


پروانه ها:
نقش پروانه ها در پمپ گریز از مرکز تامین لازم برای سیال می باشد. در پمپ ها دو نوع پروانه پایه ای وجود دارند:

1- مارپیچی

2- توربینی

پروانه های توربینی با تیغه های پخش کننده ای احاطه شده اند که مسیرهای بتدریج پهن شونده ای فراهم می آورند تا سرعت آب را به آهستگی کاهش دهند. بنابراین هد سرعت به هد فشار تبدیل می شود.                   

پروانه مارپیچی با ویژگی نداشتن تیغه های پخش کننده مشخص می شوند. در عوض پروانه آن درون محفظه ای که حلزونی شکل است قرار گرفته و سرعت آب به دلیل ترک کردن پروانه کاهش می یابد که همراه با افزایش فشار می باشد.

انتخاب بین این دو نوع پروانه بسته به شرایط استفاده تغییر می کند. نوع مارپیچی بدلیل ظرفیت بالا و هد مصرفی پائین در چاه های کم عمق معمولا ترجیح داده می شوند. نوع توربینی در چاه های آب عمیق استفاده می شود.


تیغه:
تیغه نقش راندن مایع به خروجی پمپ را دارد که سرعت را به فشار تبدیل می نماید. جزء تیغه در داخل پمپ که معمولا به پروانه متصل است به نوبه خود دارای شکل های گوناگونی است. دسته بندی شکلی تیغه ها را می توان به طور کلی به دو دسته تقسیم نمود:
صاف
مارپیچ

که این دسته بندی نیز می تواند منجر به دسته بندی کلی در مورد پروانه ها گردد.                           
 

مزایا و معایب استفاده از پمپ گریز از مرکز:

- از مزایای پمپ گریز از مرکز می توان به ویژگی تولید یک جریان هموار و یکنواخت اشاره نمود. برخی انواع پمپ های گریز از مرکز مقداری شن نیز پمپ می کنند و در کل مطمئن و دارای عمر کاری خوبی می باشند.

- از معایب این پمپ های می توان به از دست دادن سطح کیفی راه اندازی اشاره نمود که بعد از راه اندازی رخ می دهد. همچنین راندمان این پمپ ها وابسته به کار تحت هد و سرعت طراحی می باشد.

- در راه اندازی یک پمپ گریز از مرکز از آنجائیکه این پمپ ها از مکش استفاده می کنند قابلیت پمپ کردن هوا را ندارند. پس بعنوان یک نتیجه پمپ و لوله بایستی از آب پر باشند تا مشکلی در پمپ آب بروز نکند.  

نابالانسی در پمپ های گریز از مرکز:

وقتی اجزاء چرخان پمپ نابالانس باشند، ارتعاش حاصل از عضو چرخان نابالانس می تواند ترسناک باشد. این ارتعاش می تواند موجب لرزش سطح زمینی که دستگاه روی آن قرار گرفته است شود، دستگاه های اطراف آن در جای خود تکان می خورند، پیچ های نگه دارنده شل می شوند و قطعات می شکنند. یک عضو چرخان نابالانس یر روی یاتاقان های خود نیرو اعمال می کند و آنرا از طریق سازه خود به بیرون منتقل می نماید و نهایتا این نیرو به فندانسیون می رسد.

دلایل بروز نابالانسی:

  1. خمش یا قوس برداشتن بین یاتاقان های تکیه گاهی
  2. وزن معلق تحت نیروی ثقل محور محرک را خمیده می کند
  3. ماده یا سیال غیریکنواخت توزیع شده در روتور
  4. قطعات هرز و لق شده بر روی روتور
  5. قطرهای مختف المرکز بر روی روتور که ناشی از ساخت می باشد و قطعات روی روتور هم مرکز نشده اند
  6. هم تراز نبودن مسیر رانش با محور روتور
  7. کوپلینگ های راننده لق از پشت هم پرش می کنند
  8. از بین رفتن تلرانس های بین قطعات مونتاژ شده بر روی روتور
  9. شانه ای های روی روتور خارج از میدان محور دوران ساخته شده اند
  10. خلل و حفره های روی روتور
  11.  هم تراز نبودن یاتاقان ها به محور نیرو وارد کرده و آنرا قوس می دهد
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط امير محقق  | 

پيرامون پمپ ها Centrifugal Pump

پُمپ یا تُلُمبه وسیله‌ای مکانیکی برای انتقال مایعات است که با افزایش فشار جریان آن، امکان جابجایی مایعات را به ارتفاعی بالاتر (با افزایش هد) یا حتی پایین دست (معمولاً حوضچه یا مخزن) فراهم می‌آورد.
به طور کلی پمپ به دستگاهی گفته می شود که انرﮊی مکانیکی را از یک منبع خارجی اخذ و به سیال مایعی که از آن عبور می کند، انتقال می دهد. در نتیجه انرﮊی سیال پس از خروج از این دستگاه (پمپ) افزایش می یابد. در پمپ ها تغییرات انرﮊی سیال همواره به صورت تغییر فشار سیال مشاهده می گردد. از پمپها برای انتقال سیال به یک ارتفاع معین و یا جا به جایی آن در یک سیستم لوله کشی و یا هیدرولیک استفاده می نمایند. به عبارت کلی تر از پمپ برای انتقال سیال از یک نقطه به نقطه دیگر استفاده می کنند. پمپها دارای انواع مختلفی هستند که هرکدام دارای کاربرد خاصی می باشند. مهم‌ترین پمپهایی که در این واحد استفاده شده اند عبارت‌اند از:

 

تعریف پمپ

به طور کلی پمپ به دستگاهی گفته می شود که انرﮊی مکانیکی را از یک منبع خارجی اخذ و به سیال مایعی که از آن عبور می کند، انتقال می دهد. در نتیجه انرﮊی سیال پس از خروج از این دستگاه (پمپ) افزایش می یابد. در پمپ ها تغییرات انرﮊی سیال همواره به صورت تغییر فشار سیال مشاهده می گردد. از پمپها برای انتقال سیال به یک ارتفاع معین و یا جا به جایی آن در یک سیستم لوله کشی و یا هیدرولیک استفاده می نمایند. به عبارت کلی تر از پمپ برای انتقال سیال از یک نقطه به نقطه دیگر استفاده می کنند. پمپها دارای انواع مختلفی هستند که هرکدام دارای کاربرد خاصی می باشند. مهم‌ترین پمپهایی که در این واحد استفاده شده اند عبارت‌اند از:

1. پمپهای سانتریفوﮊ. 2. پمپهای رفت و برگشتی. 3. پمپهای چرخ دنده ای.

پمپهای سانتریفوﮊ

این پمپها از نوعی می باشند که انتقال انرﮊی از آنها به سیال به طور دائمی انجام می پذیرد. پمپهای سانتریفوﮊ معمولاً نیروی محرکه خود را از طریق یک الکترو موتور (موتور الکتریکی) دریافت می کنند. انتقال نیروی محرکه از موتور به پمپ از طریق یک محور به نام شَفت منتقل می شود. شَفت موتور به وسیله نوعی تجهیزات مکانیکی به نام کوپلینگ به شَفت پمپ متصل شده است. به این ترتیب انتقال نیرو به راحتی از طریق شفت موتور الکتریکی به شفت پمپ منتقل می گردد.

پمپ های سانتریفوﮊ دارای یک محفظه هستند که حلزونی شکل است و پوسته یا کِیسینگ نامیده می شود و درون آن یک یا چند چرخ قرار دارند که روی یک محور (شفت) نصب شده اند. هر چرخ مجهز به تعدادی پره می باشد. انتقال انرﮊی به سیال در این قسمت انجام می شود. برای اینکه از محل خروج شفت از کِیسینگ پمپ سیالی خارج نشود و اصطلاحا نشتی به خارج نداشته باشیم از ابزاری به نام مکانیکال سیل استفاده شده است. نکته بسیار مهم در مورد این نوع پمپها هواگیری یا پرایم کردن پمپ پیش از روشن کردن آنها می باشد. یعنی پس از لاین آپ نمودن پمپ و اطمینان از ورود سیال به داخل پمپ، باید از خروج کامل هوا یا گاز حبس شده در داخل پمپ نیز اطمینان حاصل نمود. از این نوع پمپها در ابعاد و اندازه های مختلف برای مصارف گوناگون ساخته می شوند.

پمپهای رفت وبرگشتی

این نوع پمپها وسایلی هستند که انتقال انرﮊی از آنها به سیال به صورت پریودیک و دوره ای می باشد. نیروی محرکه این نوع پمپها نیز غالبا توسط موتورهای الکتریکی تامین می گردد. در این نوع پمپها حرکت چرخشی میل لنگ تبدیل به حرکت رفت و آمدی پیستونی در یک سیلندر می شود. با عقب رفتن پیستون در سیلندر ایجاد مکش شده و در نتیجه مایع از طریق یک شیر ورودی داخل سیلندر می گردد. با حرکت پیستون به طرف جلو دریچه ورودی بسته و مایع از طریق شیر خروجی به خارج هدایت می گردد. شیرهای ورودی و خروجی یکطرفه بوده و طوری ساخته شده اند که در مراحل رفت و آمد پیستون، از ورود مایع داخل سیلندر به قسمت کم فشار و بالعکس ممانعت شود. اگر بجای پیستون، پلانجری در داخل سیلندر رفت و آمد کند در این حالت به آن پمپ پلانجری می گویند. در ضمن چنانچه پلانجر دیافراگمی را حرکت دهد پمپ از نوع دیافراگمی است. فرق میان پیستون وپلانجر در این است که طول سر پیستون کوتاه تر از مسافتی است که پیستون درون سیلندر طی می نماید، در حالی که طول پلانجر بیشتر از طول مسافت طی شده توسط آن در داخل سیلندر می باشد. از طرفی در پمپهای پیستون از حلقه یا رینگی جهت آب بندی پیستون و سیلندر استفاده شده است که روی بدنه پیستون قرار گرفته و همراه آن حرکت می کند، در حالیکه در پمپهای پلانجری این رینگ روی سیلندر قرار دارد و ثابت است. این پمپها معمولاً کم ظرفیت هستند ولی فشار خروجی سیال را می توانند تا مقدار زیادی افزایش دهند. بنابراین از این پمپها در جاهایی که نیاز به جا به جا کردن سیالی با حجم کم ولی فشار بالا می باشد استفاده می کتتد. در ضمن باید به این نکته نیز توجه داشت که جریان سیال در این پمپها به صورت غیر یکنواخت می باشد. نکته بسیار مهم در مورد این پمپ ها آن است که هرگز نباید آنها را در حالیکه شیر خروجی پمپ (دیسچارج پمپ) بسته است روشن نمود

پمپهای چرخ دنده ای یا گی یِر پمپ

 این پمپها نوعی از پمپهای گردشی یا روتاری می باشند. پمپ های چرخ دنده ای از دو قسمت متمایز تشکیل شده اند، یکی قسمت جداره ثابت و دیگری قسمت دوار که شامل یک محور گردان با چرخ دنده می باشد. در پمپ های چرخ دنده ای مقداری مایع بین دنده های چرخ دنده پمپ به اصطلاح به تله می افتد و در اثر چرخیدن چرخ دنده ها این مایع به قسمت خروجی پمپ رانده می شود. این پمپ ها به گونه ای ساخته می شوند که در آنها فاصله میان اجزاء گردنده و جداره ثابت بسیار کم می باشد. کار برد این پمپها برای جا به جایی مایع با حجم کم و فشار متوسط می باشد. نکته مهم در مورد این پمپها آن است که هرگز نباید آنها را در حالیکه شیر خروجی پمپ (دیسچارج پمپ) بسته است روشن نمود؛ چرا که در این حالت، اگر هیچ شیر اطمینانی (سِیفتی وَلو) در مسیر دیسچارج پمپ وجود نداشته باشد، یا خود پمپ از بین می رود و یا اینکه لوله دیسچارج می شکند.

کاویتاسیون

این پدیده یکی از خطرناکترین حالتهایی است که ممکن است برای یک پمپ به وجود آید. آب یا هر مایع دیگری، در هر درجه حرارتی به ازای فشار معینی تبخیر می شود. هرگاه در حین جریان مایع در داخل چرخ یک پمپ، فشار مایع در نقطه ای از فشار تبخیر مایع در درجه حرارت مربوطه کمتر شود، حبابهای بخار یا گازی در فاز مایع به وجود می آیند که به همراه مایع به نقطه ای دیگر با فشار بالاتر حرکت می نمایند. اگر در محل جدید فشار مایع به اندازه کافی زیاد باشد، حبابهای بخار در این محل تقطیر شده و در نتیجه ذراتی از مایع از مسیر اصلی خود منحرف شده و با سرعتهای فوق العاده زیاد به اطراف و از جمله پره ها برخورد می نمایند. در چنین مکانی بسته به شدت برخورد، سطح پره ها خورده شده و متخلخل می گردد. این پدیده مخرب در پمپ ها را کاویتاسیون می نامند. پدیده کاویتاسیون برای پمپ بسیار خطرناک بوده و ممکن است پس از مدت کوتاهی پره های پمپ را از بین ببرد. بنابراین باید از وجود چنین پدیده ای در پمپ جلو گیری گردد. کاویتاسیون همواره با صدا های منقطع شروع شده و سپس در صورت ادامه کاهش فشار در دهانه ورودی پمپ، بر شدت این صدا ها افزوده می گردد. صدای کاویتاسیون مخصوص ومشخص بوده وشبیه برخورد گلوله هایی به یک سطح فلزی است. هم‌زمان با تولید این صدا پمپ نیز به ارتعاش در می آید. در انتها این صداهای منقطع به صداهایی شدید ودائم تبدیل می گردد و در همین حال نیز راندمان پمپ به شدت کاهش می یابد.
 

انواع پمپها عبارتند از :
1ـ پمپ هاي ديناميكي - ۲ پمپ هاي جابجايي

مي توان پمپ هارابراساس نحوه عملكردشان به گونه اي ديگر نيز دسته بندي كرد:
 
ـ پمپ هاي سانتريفوژ(جريان شعاعي)
2ـ پمپ هاي محوري
3 ـ پمپ هاي نيمه سانتريفوژ(يا باجريان مختلط)

مهمترين تركيبات عمومي مواد ساختماني پمپها عبارتند از:

مواد: پمپهاي سانتريفيوژ كه معمولا به بازار عرضه مي شوند داراي تركيبات برنزي، تمام برنزي ،يا داراي تركيب آهني مي باشند. در ساختار نيمه برنزي ،پروانه خلاف شافت (اگر بكار برده شده باشد ) و رينگهاي سايشي برنزي خواهد بود و محفظه از چدن است. اين مواد ساختماني براي قسمتهاي از پمپ مي باشد كه در تماس با پمپاژ شده مي باشد.

محفظه آببندي (stuffing box) :

آن قسمت از پمپ است كه شفت گردننده وارد محفظه پمپ مي شود. براي جلوگيري از نشت اب از محفظه، يك آب بند مكانيكي يا نوار آببندي بكار مي رود.پمپها با اب بندي مكانيكي((mechanical seal بطور موفقيت آميز در موارد گوناگون بكار برده مي شوند.آب بندهاي داخلي درون محفظه آببندي عمل ميكند درصورتي كه آببندهاي خارجي داراي اجزاء دوراني( rotatig element) خودشان در بيرون محفظه آببندي مي باشند. بسته به آببندي پمپ و مايعي كه پمپاژ مي شود محدوديتهاي در فشار و دماي مايع وجود دارد. جنس ماده ابندي پس از انكه نوع سيال پمپاژ شونده و دما و فشار ان تعيين شد ، توسط كارخانه سازنده تعيين مي شود. پمپها با نوار آب بندي بويژه در جاهايي كه مواد سايينده كه همراه اب وجود دارد بكار سيستم اسيب نمي رساند بطور گسترده اي مورد استفاده قرار مي گيرند. مقداري نشت بايد وجود داشته باشد تا سطح بين ماده نوار و شفت را روانكاري و سرد كند. بوش شفت و شفت موتور يا پمپ را بويژه با نوار اببندي ، محافظت مي كنند.
 
رينگهاي سايشي براي پروانه يا محفظه آب بندي بكار برده مي شود ،انها قابل تعويض بوده و از سايش پروانه يا محفظه جلوگيري ميكنند.
بلبرينگها غالبا زياد بكار برده مي شوند مگر در پمپهاي سيلكولاتر ،كه ياتاقانهاي موتور و پمپ از نوع بوش مي باشد.

رينگ تعادل :

در طرف پشت پروانه هاي بسته تك مكشه مي باشد تا بار محوري را كاهش دهد.پروانه هاي داراي دو ورودي بطور ذاتي از لحاظ محوري بالانس مي باشند.
سرعتهاي كار نامي موتور ممكن است در محدود 600 تا 3600 دور در دقيقه انتخاب شوند (سازندگان پمپ بايستي سرعت بهينه پمپ را براي هر نياز پمپاژ بخصوص با در نظر گرفتن راندمان ، قيمت و صدا و نگهداري بدست اورد.)نمونه اي از سطح مقطع يك پمپ سانتريفوژ مجهز توسط انستيتوي هيدروليك در شكل نشان داده شده است بيشتر قسمتهاي كه قبلا شرح داده شد در روي شكل مشخص است.
 
به طوركلي پمپ به دستگاهي گفته مي شود كه انرژي مكانيكي رااز يك منبع خارجي اخذ و به سيالي كه ازآن عبورمي نمايدانتقال دهد.درنتيجه انرژي سيال بعدازخروج از ماشين افزايش مي يابد.پمپ ها رابرمبناي نحوه انتقال انرژي به سيال به دودسته تقسيم بندي مي كنند:
1ـ پمپ هاي ديناميكي:كه انتقال انرژي ازآنها به سيال به طوردائمي است.
2ـ پمپ هاي جابجايي:كه انتقال انرژي ازآنها به سيال به صورت متناوب يا پريوديك است.

مي توان پمپ هارابراساس نحوة عملكردشان به گونه اي ديگرنيز دسته بندي كرد:
1ـ پمپ هاي سانتريفوژ(جريان شعاعي)2ـ پمپ هاي محوري3ـ پمپ هاي نيمه سانتريفوژ(يا باجريان مختلط)

1ـ پمپ سانتريفوژ(شعاعي):

عملكرداين پمپ به اين صورت است كه درآن سيال موازي محور واردچرخ پمپ شده وعمود برآن ازچرخ خارج مي گردد.اين پمپ ها معمولاً براي ايجادفشارهاي بالا دردبي هاي كم به كارمي روند.بنابراين اغلب پمپ هاي سانتريفوژ توانايي خوبي درايجادفشارهاي بالادارند.پمپ هاي سانتريفوژ شايع ترين نمونه ازپمپ هاهستند.

2ـ پمپ هاي محوري:

سيال موازي محور وارد پمپ مي گردد و به طور موازي نسبت به محور ازچرخ خارج مي گردد.اين پمپ ها براي ايجادفشارها و دبي هاي متوسط به كار مي روند.

3ـ پمپ هاي نيمه سانتريفوژ(مختلط):

سيال موازي محور وارد چرخ پمپ مي گردد و به طورمايل نسبت به محورازچرخ خارج مي گردد.اين پمپ ها براي ايجادفشارها و دبي هاي متوسط به كارمي روند.اين پمپ هانسبت به پمپ هاي سانتريفوژ
توانايي بيشتري دراستفاده وبه كارگيري دبي هاي يالا رادارند.
مباني وكاربردپمپهاي گريز از مركزcentrifugal pump اصول كار كليه اين پمپ هابراساس استفاده ازنيروي "گريزاز مركز" پايه گذاري شده است. هرحجمي كه دريك مسيردايره اي يامنحني الشكل حركت كند ، تحت تاثيرنيروي گريزازمركز واقع مي شود.جهت نيروي مذكور طوري است كه همواره تمايل داردكه جسم را ازمحوريامركز دوران دورسازد.
 

 ◄قسمت هاي اساسي يك پمپ گريزازمركز عبارتنداز:

1. الكترومتور: كه شامل قسمت الكتريكي پمپ است.
2. كوپل يا هم محور سازي :كه متصل كننده الكترومتر به شافت (محور )پمپ است.
3. هوس برينگ: كه محل قرار گيري برينگها مي باشد
4. مكانيكال سيل: كه محل آب بندي پمپ و جدا كننده سيال پمپاژ شده و قسمت مكانيكي پمپ مي باشد
5. پره هاي پمپ :كه با توجه به نوع كاربرد داراي انواع مختلفي مي باشد.

◄ مكانيكال سيل:

مكانيكال سيل يا محفظه آب بند قسمتي است كه در حد فاصل بين برينگها و پروانه پمپ قرار گرفته است و از مهمترين قسمتهاي پمپ مي باشد چرا كه وظيفه آن جلوگيري از ورود سيال به درون برينگهاو بر روي شفت مي باشد. مكانيكال سيل بوسيله منبع سيليپات روغن خنك كاري مي شود (منبع سيليپات براي خنك كاري است كه روغن آن داراي ويسكوزيته بالايي است و گاهي نيز از خود سيال براي خنك كاري مكانيكال سيل استفاده مي شود براي برينگها نيز از يك گيج روغن براي خنك كاري استفاده مي شود كه داراي ويسكوزيته كمتري است.
 
نويز ناشي از هر گونه فعاليت صنعتي بايد از استانداردهاي بين المللي تبعيت كند . ميزان سر وصداي آزار دهنده در اعلاميه (3) 53.s سال 1994 سازمان كنترل آلودگي ومديريت محيطي ظابطه دارد بر اساس اين قانون حتي در صورت مجاز بودن ميزان صدا، اگر نويز توليد شده افراد را آزار دهد تمهيدات لازم براي كاهش آن فراهم آيد . عملكرد سيستم ها وايستگاه هاي پمپاژ يكي از اين فعاليتها ي پرسر وصداي صنعتي است .
 
 
 ضميمه 1
 

صداي پمپ ها

منابع ايجاد نويز در سيستم هاي پمپاژ :
  •  سرو صداي پمپ ها
  • سروصداي محرك پمپ وتجهيزات انتقال نيرو همچون چرخد نده ها
  • ارتعاشات پمپ وموتور
  • سر وصداي هيدروليكي ايجاد شده در درون پمپ
  • نويز هيدروليكي ايجاد شده در خطوط لوله و شير آلات

    شرايط مكاني و كاربردي سيستم پمپاژ نيز درايجاد نويز موثر است،براي نمونه در ايستگاه هاي پمپاز فاضلاب فن هاي تهويه يكي از منابع توليد نويز هستند
 

كنترل نويز:

چهار اصل كلي در زمينۀ كنترل نويز وجود دارد :
  • كمينه كردن توليد انرزي صوتي
  • كمينه كردن ويژگيهاي صوتي نا خوشايند براي انسان
  • كاهش انرژي صوتي با استفاده از ابزارهاي ميرا كننده از جمله جاذب صدا
  • دور كردن وانحراف انرژي صوتي از مكانهاي حساس و مهم

 بر اساس اين اصول بايد در طراحي وروند ساخت ايستگاه هاي پمپاژ ملاحظات مهمي انجام داد :
  • اعمال ويژگيهايي براي پمپ ها ، موتورها و تجهيزات ديگر براي كاهش سرو صداي آنها
  • قرار دادن ايستگاه هاي پمپاژ در زير زمين تا حد امكان
  • طراحي مناسب تكيه گاه هاو اتصالات (جرا كه ارتعاش تجهيزات صداي ناخوشايند توليد مي كند )
   نگهداري وتعمير منظم وپيوسته سيستم پمپاژ (دستگاهي كه منبع توليد صداي نامعقول است بايد هر چه سريعتر تعمير يا تعويض شود )

 ممكن است سر وصداي محرك (موتور) به حدي زياد باشد كه نويز پمپ را پوشش دهد . در اين حالت ابتدا بايد ميزان نويز محرك را كاهش داد . در پمپ هاي كوچك آسان ترين راه قرار دادن پمپ وموتور در يك محفظه است ولي ممكن است علاوه بر آن لازم باشد كه :
  • قاب (پايه ) مجموعه پمپ وموتور نيز ايزوله شود تا سرو صداي ناشي از آن نيز كنترل شود .
  • به آببندي محفظه ، به ويژه در محل عبور لوله ها توجه شود .
  • اتصالات لوله ها ايزوله شوند تا ارتعاشات در سرتا سر لوله كشي منتقل نشود .
  • از نبود هرگونه اشتباه ومحدوديتي در طراحي سيستم كه به سروصداي اضافي پمپ بينجامد ، اطمينان حاصل شود

به طور كلي ،ميزان سرو صداي ناشي از يك نوع پمپ خاص به فشار ، اندازه وسرعت آن بستگي دارد .رابطه ميزان نويز با اين پارامترها به گونه اي است كه ما را به سمت انتخاب پمپي بزرگ كه با سرعت كم كار مي كند وفشار تخليه پاييني دارد سوق مي دهد .ولي معمولأ براي تامين بازدهي لازم يا ملزومات مورد نياز اين انتخاب انجام نمي شود .سر وصداي در ايستگاه پمپاژ علاوه بر پمپ ازموتور ، چرخ دنده ها ،لوله هاو اتصالات نيز ناشي ميگردد . از آنجايي كه اين موارد به ملزومات نصب (كهدر انواع نصب مختلف هستند )مربوط ميشوند نميتوان آنها را در اطلاعات دادهشده توسط سازنده درباره نويز ناشي از نوعي پمپ قلمداد كرد .

براي تعيين ميزان سرو صداي پمپ روشهايي از جمله اندازه گيري فشار پفقدرت وشدت صوت وجود دارد . فشار صوت ميزان صدايي است كه گوش انسان مي شنود . قدرت صوت ميزان انرژي اكوستيك منتشر شده توسط منبع صداست وشدت صوت برابر است با قدرت صوت بر واحد سطح .
 
 
ضميمه 2
 

نصب پمپ ها در آبرساني

در نصب پمپها بايد همواره سعي نمود پمپ را پائين تر از سطح منبع مكش قرار داده تا فشار مكش مثبت ايجاد گردد، و در صورتيكه اين امر در بعضي از شبكه هاي آبرساني مقدور نباشد، تا آنجائيكه وضع ايستگاههاي پمپاژ اجازه مي دهد بايد سعي نمود پمپ نزديك سطح مايع منبع مكش قرار گيرد تا اختلالات كمتري در كار پمپ ايجاد گردد .

مسير لوله كشي بايد مستقيم و از ايجاد خمها و زانوها و لوازمات لوله كشي نه چندان مورد نياز اجتناب ورزيد ، بين زانوئي و محل اتصال مكش بايد لوله مستقيمي بطول لااقل 5 برابر قطر مکش فاصله ايجاد نمود . چرا كه در غيراينصورت فشار مكش نامتعادلي ايجاد شده و يكطرف چشمه پروانه و محفظه مكش پر تر از طرف ديگر گرديده و تلفات هيدروليكي پمپ زياد و راندمان پمپ كم مي گردد .

بايد قطر لوله مكش يك نمره بيشتر از قطر مجراي رانش بوده و عمق مكش بين 5/4 تا 6 متر باشد ، لوله مكش بايد كاملاً آب بندي بوده و از محبوس نمودن هوا در لوله مكش اجتناب ورزيد ، در قسمت اعظم لوله ورودي پمپ ، فشار هوا كمتر از فشار جو بوده و براي مطمئن شدن از آب بندي لوله ورودي بعد از كارگذاري ، يك شعله به قسمتهاي اتصالي نزديك مي كنند در صورتيكه درزي موجود باشد شعله بطرف لوله كشيده مي شود لوله مكش بايد 1 تا 2 متر پائين تر از حداقل سطح آب چاه باشد تا هوا وارد پمپ نگردد در قسمت رانش پمپ شير يك طرفه جهت جلوگيري از حركت معكوس آب و شير تنظيم جهت كم و زياد نمودن آب تعبيه نموده با صدمه اي به پمپ وارد نگردد.
جهت نصب پمپها اصولاً يك شاسي محكم براي موتور و پمپ درنظر گرفته و از ايجاد ناميزاني كه سبب فرسوده شدن بوشهاي اتصال و ياتاقانها و احتمالاً شكستن محور پمپ مي گردد جلوگيري مي شود همواره بايد سعي نمود محور پمپها باموتور محرك آن در كارخانه ميزان شود كه اين ميزان نبايد در اتصال و نصب پمپ بهم بخورد.

معمولاً صفحه اي به ضخامت 5/2تا 4 سانتيمتر بين صفحه زبري پمپ و سطح بالائي فنداسيون در نظر گرفته مي شود كه با ملات سيمان پوشيده شده تا ناصافيهاي بالائي فونداسيون اصلاح و حركت جانبي صفحه زبري پمپ كم شود.
در مسير رانش پمپ ، يك شير دروازه اي و يك سوپاپ كنترل قرار مي دهند ، كار اين سوپاپ حفظ پمپ در مقابل فشارهاي اضافي وارد بر پمپ است. سوپاپ انتهاي لوله مكش بايد لااقل 5/1 متر از سطح مايع مكش پائين تر بوده و پمپ نيز بايد به سطح منبع مكش نزديك باشد .
پمپ و موتور را بايد روي فونداسيون محكمي نگهداشت تا تنظيم آن خراب نگردد در غير اينصورت بوشهاي اتصال محور پمپ و موتور نيز ياتاقانهاي آن خراب و سبب شكستگي محور مي گردد.
 

 پمپ های گریز از مرکز و کاویتاسیون در پمپ ها

 تاریخچه پمپ گریز از مرکز:

مطابق با نوشته های تاریخ نگار برزیلی Reti، یک ماشین آبکش یا لجن کش که بایستی به عنوان نمونه اولیه پمپ گریز از مرکز شناخته شود، در یک مقاله در ابتدای 1475 میلادی توسط مهندس ایتالیایی دوره رنسانس Francesco di Giorgio Martini به عرصه ظهور رسید. پمپ های سانتریفیوز واقعی تا اواخر دهه 1600 توسعه نیافتند تا اینکه Denis Papin یک نمونه از آنرا با تیغه های صاف درست کرد و تیغه منحنی شکل توسط مخترع بریتانیایی John Appold در سال 1851 معرفی شد.  


Centrifugal Water Pump

پمپ گریز از مرکز چگونه کار می کند:

یک پمپ گریز از مرکز بر اساس تبدیل انرژی جنبشی یک سیال جاری به فشار ایستا کار می کند. این نحوه عمل بوسیله قانون برنولی توصیف می شود. قاعده عملکرد پمپ گریز از مرکز را می توان با ملاحظه تاثیر تکان دادن یک سطل آب بر روی یک مسیر دایره ای شکل توسط یک طناب، نشان داد. نیرویی که آب را به کف سطل فشار می دهد، نیروی گریز از مرکز است. اگر یک سوراخ در کف سطل تعبیه شود، آب از طریق این سوراخ جریان می یابد. از این گذشته اگر یک لوله ورودی در بالای سطل تعبیه شود، جریان آب به بیرون سوراخ منجر به تولید یک خلاء موضعی در داخل سطل خواهد شد.                                                                      
این خلاء آب را از یک منبع در سمت دیگر لوله ورودی به داخل سطل خواهد کشید. بدین روش یک جریان پیوسته از منبع و به بیرون سطل بوجود می آید.

در رابطه با پمپ های گریز از مرکز، سطل و سرپوش آن متناظر با قاب پمپ، سوراخ و لوله ورودی متناظر با ورودی و خروجی پمپ هستند و طناب و بازو متناظر کار پروانه را انجام می دهد.

پمپ گریز از مرکز پمپی است که از یک پروانه گردان بمنظور افزودن فشار یک سیال استفاده می نماید. پمپ های گریز از مرکز عموما برای جابجا کردن سیال از طریق یک سیستم لوله کشی کاربرد دارد. سیال در امتداد یا نزدیک محور چرخان وارد پروانه پمپ گشته و بوسیله این پروانه شتاب می گیرد و به سرعت به سمت بیرون و به داخل یک پخش کننده یا محفظه حلزونی جریان می یابد که از آنجا به درون سیستم لوله کشی پائین جریان خارج می گردد.

تیغه های روی پروانه بطور تصاعدی از مرکز پروانه پهن می شوند که سرعت را کاهش داده و فشار را افزایش می دهد. این امکان به پمپ گریز از مرکز اجازه می دهد تا جریان های پیوسته با فشار بالا ایجاد نماید.

دسته بندی پمپ های گریز از مرکز:

پمپ های گریز از مرکز را می توان به چند صورت دسته بندی نمود. یک نحوه دسته بندی بر اساس جریانی است که بوجود می آورند که متشکل از سه دسته هستند:
پمپ های جریان شعاعی: در نوع شعاعی فشار سیال کاملا توسط نیروی گریز از مرکز تامین می شود. از این نوع پمپ در مواردی که می خواهند دبی خوبی در اختیار داشته باشند استفاده می شود.
پمپ های جریان مختلط: در این نوع پمپ، قسمتی از فشار توسط عمل بالابری یا راندن تیغه ها بر روی سیال صورت می گیرد و قسمتی دیگر بوسیله نیروی گریز از مرکز تامین می شود.

پمپ های جریان محوری: در این پمپ ها فشار با عمل پیش رانی و بالابری تیغه ها بر روی سیال بوجود می آید.

در حالت کلی از پمپ های جریان محوری هنگامی که افزایش فشار لازم باشد استفاده می کنند و از پمپ های جریان شعاعی بمنظور تولید دبی سود می برند.  

دو جزء اصلی پمپ های گریز از مرکز پروانه و تیغه هستند.


پروانه ها:
نقش پروانه ها در پمپ گریز از مرکز تامین لازم برای سیال می باشد. در پمپ ها دو نوع پروانه پایه ای وجود دارند:

1- مارپیچی

2- توربینی

پروانه های توربینی با تیغه های پخش کننده ای احاطه شده اند که مسیرهای بتدریج پهن شونده ای فراهم می آورند تا سرعت آب را به آهستگی کاهش دهند. بنابراین هد سرعت به هد فشار تبدیل می شود.                   

پروانه مارپیچی با ویژگی نداشتن تیغه های پخش کننده مشخص می شوند. در عوض پروانه آن درون محفظه ای که حلزونی شکل است قرار گرفته و سرعت آب به دلیل ترک کردن پروانه کاهش می یابد که همراه با افزایش فشار می باشد.

انتخاب بین این دو نوع پروانه بسته به شرایط استفاده تغییر می کند. نوع مارپیچی بدلیل ظرفیت بالا و هد مصرفی پائین در چاه های کم عمق معمولا ترجیح داده می شوند. نوع توربینی در چاه های آب عمیق استفاده می شود.


تیغه:
تیغه نقش راندن مایع به خروجی پمپ را دارد که سرعت را به فشار تبدیل می نماید. جزء تیغه در داخل پمپ که معمولا به پروانه متصل است به نوبه خود دارای شکل های گوناگونی است. دسته بندی شکلی تیغه ها را می توان به طور کلی به دو دسته تقسیم نمود:
صاف
مارپیچ

که این دسته بندی نیز می تواند منجر به دسته بندی کلی در مورد پروانه ها گردد.                           
 

مزایا و معایب استفاده از پمپ گریز از مرکز:

- از مزایای پمپ گریز از مرکز می توان به ویژگی تولید یک جریان هموار و یکنواخت اشاره نمود. برخی انواع پمپ های گریز از مرکز مقداری شن نیز پمپ می کنند و در کل مطمئن و دارای عمر کاری خوبی می باشند.

- از معایب این پمپ های می توان به از دست دادن سطح کیفی راه اندازی اشاره نمود که بعد از راه اندازی رخ می دهد. همچنین راندمان این پمپ ها وابسته به کار تحت هد و سرعت طراحی می باشد.

- در راه اندازی یک پمپ گریز از مرکز از آنجائیکه این پمپ ها از مکش استفاده می کنند قابلیت پمپ کردن هوا را ندارند. پس بعنوان یک نتیجه پمپ و لوله بایستی از آب پر باشند تا مشکلی در پمپ آب بروز نکند.  

نابالانسی در پمپ های گریز از مرکز:

وقتی اجزاء چرخان پمپ نابالانس باشند، ارتعاش حاصل از عضو چرخان نابالانس می تواند ترسناک باشد. این ارتعاش می تواند موجب لرزش سطح زمینی که دستگاه روی آن قرار گرفته است شود، دستگاه های اطراف آن در جای خود تکان می خورند، پیچ های نگه دارنده شل می شوند و قطعات می شکنند. یک عضو چرخان نابالانس یر روی یاتاقان های خود نیرو اعمال می کند و آنرا از طریق سازه خود به بیرون منتقل می نماید و نهایتا این نیرو به فندانسیون می رسد.

دلایل بروز نابالانسی:

  1. خمش یا قوس برداشتن بین یاتاقان های تکیه گاهی
  2. وزن معلق تحت نیروی ثقل محور محرک را خمیده می کند
  3. ماده یا سیال غیریکنواخت توزیع شده در روتور
  4. قطعات هرز و لق شده بر روی روتور
  5. قطرهای مختف المرکز بر روی روتور که ناشی از ساخت می باشد و قطعات روی روتور هم مرکز نشده اند
  6. هم تراز نبودن مسیر رانش با محور روتور
  7. کوپلینگ های راننده لق از پشت هم پرش می کنند
  8. از بین رفتن تلرانس های بین قطعات مونتاژ شده بر روی روتور
  9. شانه ای های روی روتور خارج از میدان محور دوران ساخته شده اند
  10. خلل و حفره های روی روتور
  11.  هم تراز نبودن یاتاقان ها به محور نیرو وارد کرده و آنرا قوس می دهد
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط امير محقق  | 

گرمايش از كف

سيستم حرارتي گرمايش از كف كه انتقال حرارت به صورت تشعشعي (تابشي) سهم زيادي در فرآيند گرمايشي آن دارد، درمقايسه با ساير سيستمهاي حرارتي نه تنها در صرفه جويي و بهينه سازي مصرف انرژي بلكه در مقوله رفاه و آسايش ساكنان ساختمان ها داراي نقاط قوت بسياري مي باشد. در سالهاي اخير، سيستم گرمايشي از كف در كشورهاي اروپائي و آمريكا بسيار متداول شده است و دليل اين گسترش روزافزون بهينه بودن مصرف انرژي، توزيع يكسان گرما در تمامي سطح و فضا و دوري از مشكلات موجود در ساير روش ها ، به عنوان مثال سياه شدن ديوارها، گرفتگي و پوسيدگي لوله ها و… مي باشد. استفاده از روش گرمايش از كف جهت گرمايش محل سكونت از ديرباز به طرق مختلف انجام مي گرفته است.

 
بطوريكه رومي ها زير كف را كانال كشي كرده و هواي گرم را از آن عبور مي دادند و كره اي ها دود حاصل از سوخت را قبل از اينكه از دودكش عبور كند از زير كف انتقال مي دادند. در سال 1940 نيز فردي بنام سام لويت براي اين منظور لوله هاي آب گرم را در زير كف قرار داد. دركشور ايران نيز درمناطق كوهستاني و سردسير ازجمله آذربايجان اين روش مورد استفاده قرار مي گرفته، كه بيشترين مورد استفاده آن درحمام ها بود.
 

به طور كلي سه نوع روش گرمايش از كف موجود است:

  1. گرمايش با هواي گرم

  2. گرمايش با جريان الكتريسيته

  3. گرمايش با آب گرم

 
تاريخچه، انواع و مزاياي گرمايش از كف (heating of floor)
 
 
سيستم حرارتي گرمايش از كف كه انتقال حرارت به صورت تشعشعي (تابشي) سهم زيادي در فرآيند گرمايشي آن دارد، درمقايسه با ساير سيستمهاي حرارتي نه تنها در صرفه جويي و بهينه سازي مصرف انرژي بلكه در مقوله رفاه و آسايش ساكنان ساختمان ها داراي نقاط قوت بسياري مي باشد
 
 
 به دليل اينكه هوا نمي تواند گرماي زيادي را درخود نگاه دارد روش هواي گرم در موارد مسكوني چندان به صرفه نيست و روش الكتريكي نيز فقط زماني مقرون به صرفه است كه قيمت انرژي الكتريكي كم باشد.درمقايسه با دو روش ذكر شده، سيستم گرمايش با آب گرم ( هيدروليك) مقرون به صرفه تر و خوشايندتر مي باشد.

بدين خاطر سالهاي متوالي در سراسر دنيا مورد استفاده قرار گرفته است. روش گرمايش از كف به عنوان راحت ترين، سالم ترين وطبيعي ترين روش براي گرمايش شناخته شده است. همانطور كه افراد دريك روز سرد زمستاني توسط تشعشع خورشيد احساس گرما مي نمايند دراين روش نيز گرما را بوسيله انتقال حرارت تشعشعي(تابشي) از كف دريافت مي كنند و يقيناً احساس آسايش بيشتري خواهند نمود. در اين سيستم گرمايشي معمولاً دماي آب گرم موجود در لوله هاي كف خواب بين 30 تا60 درجه سانتي گراد مي باشد كه درمقايسه با ساير روشهاي موجود، كه دماي آب بين 54 تا 71 درجه سانتي گراد است، 20 تا40 درصد در مصرف انرژي صرفه جوئي مي شود. در ساختمان هائي كه داراي سقف بلند مي باشند استفاده از سيستم گرمايش از كف باعث كاهش مصرف انرژي و صرفه جوئي در مصرف سوخت مي شود، به اين خاطر كه در ساير روشها (مانند رادياتور و بخاري) هواي گرم در اثر كاهش چگالي سبك شده و به سمت سقف مي رود و اولين جائي را كه گرم مي كند سقف مي باشد (اين موضوع به طور واضح درسمت چپ شكل زير مشخص مي باشد). به علت بالا بودن دماي هوا در كنار سقف ميزان انتقال حرارت آن به سقف از هرجاي ديگر بيشتر است و اين عامل باعث اتلاف مقدار زيادي انرژي مي شود.

در روش گرمايش از كف ابتدا قسمت پائين كه مورد نياز ساكنين است گرم مي شود وهوا با دماي كمتري به سقف مي رسد، كه اين يكي از مزاياي اصلي اين سيستم مي باشد. يكي ديگر از مزاياي استفاده از روش گرمايش از كف كه امروزه بسيار مورد توجه واقع مي شود آسايش و راحتي افراد مي باشد، به طوريكه آسايش و راحتي فرد در محل سكونتش بدون اينكه از هر بابت داراي محدوديت باشد فراهم مي شود. در نظر بگيريد كه بدن شما در يك اتاق بگونه اي گرم شود كه شما در هنگام استراحت هيچگونه هواي گرمي را استنشاق نكنيد وتنفس شما بسيار ملايم صورت گيرد، اين بهترين روش گرم كردن در يك آپارتمان و يا يك منطقه صنعتي است. همه اعضاي بدن شما بخصوص پا كه بيشترين فاصله را با قلب دارد هميشه گرم خواهد ماند و اين براي انسان بسيار مطلوب خواهد بود.

همانگونه كه قبلاً اشاره شد در گرمايش بوسيله رادياتور يا بخاري دماي قسمت پائين اتاق سردتر از بالاي آن مي باشد كه اين حالت براي كودكان كه داراي اندام كوچكي هستند ناخوشايند است، بطوريكه افزايش البسه آنها براي جلوگيري ازبيماري، آزادي كودكانه آنها را محدود مي كند. سيستم گرمايش از كف برخلاف رادياتور كه هواي محل سكونت را به دليل گرماي بيش ازحد خشك مي كند،رطوبت را درحد متعادل نگه مي دارد. همانطور كه مي دانيد بيشتر افراد از كثيف شدن ديوارها و محيط زندگي در اثر استفاده ازمنابع گرمايي همچون بخاري و رادياتور احساس نارضايتي مي كنند. از آنجا كه درسيستم گرمايش از كف جريان هوا به آرامي از پايين به بالا مي باشد بنابراين ديوار ها پاكيزه مي مانند. همين امر در مورد افرادي كه داراي آلرژي (حساسيت) هستند بسيار مورد اهميت است زيرا كه محيط زندگي عاري ازهرگونه محرك خواهد شد. استفاده از اين سيستم در مكانهايي همچون آشپزخانه و حمام كه كف آنها معمولاً خيس و مرطوب است مناسب بوده و باعث خشك شدن كف مي شود. مسئله مهم ديگر اينكه در اين روش رطوبت زمين كه دربعضي ازمنازل منجر به بروز بيماريهاي مفصلي مي شود از بين رفته و باعث كاهش درد بيماران مبتلا به ناراحتي هايي از قبيل رماتيسم خواهد شد.

همچنين از رطوبت ديوارها و كپك زدن آن كه شكل خوشايندي ندارد جلوگيري مي شود و ديگر اينكه در اين سيستم جايي براي رشد و تكثير حشرات موزي وجود ندارد. يكي ديگر از فوايد سيستم گرمايش از كف اين است كه ديگر فضاي منزل يا محل كار توسط دستگاههاي رادياتور و بخاري اشغال نمي شود و به همين منظور آزادي بيشتري در تغيير دكوراسيون محل زندگي خواهيد داشت. شايد به نظر آيد كه به هنگام نصب سيستم كف خواب ديگر نمي توانيد پوشش مورد علاقه تان را براي كف انتخاب كنيد! ولي اين طور نيست. مطمئن باشيد كه شما مي توانيد براي پوشش كف منزل خود از هر نوع مصالحي ازجمله سنگ، سراميك، كاشي پاركت چوب وفرش نيز استفاده كنيد بدون اينكه تأثيري درگرماي مطلوب محيط شما بگذارد. يكي ديگر از مزاياي استفاده از سيستم گرمايش از كف در روشهاي ذوب برف مي باشد بطوريكه از اين روش براي ذوب يخ يا برف موجود در پياده روها، لنگرگاههاي بارگيري، جاده ها، ورودي ساختمانها و بيمارستانها، باند فرود هواپيما و زمينهاي ورزشي از جمله زمين فوتبال وغيره كه دسترسي آسان و سريع به محل الزامي است مي توان استفاده كرد. بطوريكه اين روش علاوه بركاهش هزينه هاي برف روبي و نمك پاشي، در حفظ ساختار موارد گفته شده بسيار موثر خواهد بود.
 
  در حدود ۱۷۰۰ سال پیش در امپراتوری روم باستان سیستم گرمایش از کف بعنوان یک روش تامین حرارت مطلوب مورد استفاده واقع می گردید.
 
گرمايش با هواي گرم گرمايش با جريان الكتريسيته گرمايش با آب گرم

نمايي از اجراي سيستم گرمايش از كف

 
 
 



رومیان با سوزاندن چوب و ایجاد گازهای متشعل و عبور دادن این گازها از کانالهای هوایی موجود در کف ساختمان اقدام به گرم کردن کف منازل خود می کردند . این روش مدتهای مدیدی مورد استفاده قرار گرفته است.

هم اکنون نیز همین سیستم گرمایشی مورد استفاده قرار می گیرد با این تفاوت که نحوه عمل مقداری تغییر کرده است و بجای گاز داغ از آب گرم و بجای کانالها از لوله های مخصوص استفاده می کنند.
امروزه با پیشرفت تکنولوژی هزینه نصب سیستم گرمایش کفی کاهش یافته است و با استفاده از لوله های PEX دیگر مشکلات مربوط به لوله های مسی وفلزی و پلی بوتیلن را نخواهیم داشت .
لوله های پلی بوتیلن (PB) مدتها در این روش مورد استفاده قرار می گرفت اما بدلیل وجود مشکلاتی مانند نشتی آب، کم کم جای خود را به لوله های جدید تر دادند.

امروزه لوله های پلیمری جدیدی که از جنس پلی اتیلن مشبک شده می باشند مورد استفاده قرار می گیرند. که مانند لوله های PB نصب آنها بسیار آسان خواهد بود اما بخاطر ساختار مشبک آن خواص بهتری از خود نشان می دهند و مشکلات لوله های پلی بوتلین را ندارند .

 آشنایی با سیستمهای گرمایش از کف

با افزایش روز افزون جمعیت و همچنین کاهش منابع انرژی، مصرف بهینه انرژی امری بدیهی می باشد. در این راستا نقش سیستم های گرمایشی بهینه ساختمان ها و مجتمع های مسکونی در کنترل و بهینه سازی مصرف انرژی مهم و قابل تامل می باشد. سیستم حرارتی گرمایش از کف که انتقال حرارت به صورت تشعشعی (تابشی) سهم زیادی در فرآیند گرمایشی آن دارد‏‏‎، در مقایسه با سایر سیستمهای حرارتی نه تنها در صرفه جویی و بهینه سازی مصرف انرژی بلکه در مقوله رفاه و آسایش ساکنان ساختمان ها دارای نقاط قوت بسیاری می باشد. در سالهای اخیر ، سیستم گرمایشی از کف در کشورهای اروپائی و آمریکا بسیار متداول شده است و دلیل این گسترش روزافزون بهینه بودن مصرف انرژی ، توزیع یکسان گرما در تمامی سطح و فضا و دوری از مشکلات موجود در سایر روش ها ، به عنوان مثال سیاه شدن دیوارها ، گرفتگی و پوسیدگی لوله ها و… می باشد. استفاده از روش گرمایش از کف جهت گرمایش محل سکونت از دیرباز به طرق مختلف انجام می گرفته است. بطوریکه رومی ها زیر کف را کانال کشی کرده و هوای گرم را از آن عبور می دادند و کره ای ها دود حاصل از سوخت را قبل از اینکه از دودکش عبور کند از زیر کف انتقال می دادند. در سال ۱۹۴۰ نیز فردی بنام سام لویت برای این منظور لوله های آب گرم را در زیر کف قرار داد. درکشور ایران نیز درمناطق کوهستانی و سردسیر ازجمله آذربایجان این روش مورد استفاده قرار می گرفته، که بیشترین مورد استفاده آن درحمام ها بود.
 
 
  آشنایی با سیستمهای گرمایش از کف
 

به طور کلی سه نوع روش گرمایش از کف موجود است:

۱) گرمایش با هوای گرم
۲) گرمایش با جریان الکتریسیته
۳) گرمایش با آب گرم

به دلیل اینکه هوا نمی تواند گرمای زیادی را درخود نگاه دارد روش هوای گرم در موارد مسکونی چندان به صرفه نیست و روش الکتریکی نیز فقط زمانی مقرون به صرفه است که قیمت انرژی الکتریکی کم باشد. درمقایسه با دو روش ذکر شده، سیستم گرمایش با آب گرم ( هیدرولیک) مقرون به صرفه تر و خوشایندتر می باشد. بدین خاطر سالهای متوالی در سراسر دنیا مورد استفاده قرار گرفته است. روش گرمایش از کف به عنوان راحت ترین، سالم ترین و طبیعی ترین روش برای گرمایش شناخته شده است. همانطور که افراد دریک روز سرد زمستانی توسط تشعشع خورشید احساس گرما می نمایند دراین روش نیز گرما را بوسیله انتقال حرارت تشعشعی (تابشی) از کف دریافت می کنند و یقیناً احساس آسایش بیشتری خواهند نمود. در این سیستم گرمایشی معمولاً دمای آب گرم موجود در لوله های کف خواب بین ۳۰ تا۶۰ درجه سانتی گراد می باشد که درمقایسه با سایر روشهای موجود، که دمای آب بین ۵۴ تا ۷۱ درجه سانتی گراد است، ۲۰ تا۴۰ درصد در مصرف انرژی صرفه جوئی می شود.
 
در ساختمان هائی که دارای سقف بلند می باشند استفاده از سیستم گرمایش از کف باعث کاهش مصرف انرژی و صرفه جوئی در مصرف سوخت می شود، به این خاطر که در سایر روشها (مانند رادیاتور و بخاری) هوای گرم در اثر کاهش چگالی سبک شده و به سمت سقف می رود و اولین جائی را که گرم می کند سقف می باشد (این موضوع به طور واضح درسمت چپ شکل زیر مشخص می باشد). به علت بالا بودن دمای هوا در کنار سقف میزان انتقال حرارت آن به سقف از هرجای دیگر بیشتر است و این عامل باعث اتلاف مقدار زیادی انرژی می شود. در روش گرمایش از کف ابتدا قسمت پائین که مورد نیاز ساکنین است گرم می شود و هوا با دمای کمتری به سقف می رسد، که این یکی از مزایای اصلی این سیستم می باشد. یکی دیگر از مزایای استفاده از روش گرمایش از کف که امروزه بسیار مورد توجه واقع می شود آسایش و راحتی افراد می باشد، به طوریکه آسایش و راحتی فرد در محل سکونتش بدون اینکه از هر بابت دارای محدودیت باشد فراهم می شود. در نظر بگیرید که بدن شما در یک اتاق بگونه ای گرم شود که شما در هنگام استراحت هیچگونه هوای گرمی را استنشاق نکنید وتنفس شما بسیار ملایم صورت گیرد، این بهترین روش گرم کردن در یک آپارتمان و یا یک منطقه صنعتی است. همه اعضای بدن شما بخصوص پا که بیشترین فاصله را با قلب دارد همیشه گرم خواهد ماند و این برای انسان بسیار مطلوب خواهد بود
 
 فوايد استفاده از سيستم گرمايش كف
 
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط امير محقق  | 

کولر گازی در صنعت تهویه و تبرید

کولر گازی در صنعت تهویه و تبرید از جایگاه خاصی برخوردار است زیرا به سرعت از گرمای محیط می‌کاهد. برخلاف کولرهای آبی ، رطوبت را افزایش نمی دهد. ازاین جهت برای محیط های شرجی بسیار مناسب است. کولرهای گازی معمولا در دو مدل ساخته می شوند:

*کولرهای یک تکه یا پنجره‌ای 
*کولرهای دو تکه (اسپلیت)

کولرهای یک تکه دیواری ، یا پشت پنجره‌ای ، خیلی متداول و مورد توجه می‌باشند و به آسانی در داخل قاب پنجره نصب می‌شود. 

ساختمان کولرهای گازی 

کولر گازی نیز همانند بسیاری از لوازم خانگی خصوصا یخچال فریزر از دو قسمت اصلی تشکیل شده است که عبارتند از:

قسمت الکتریکی : 

قسمت الکتریکی خود شامل قسمت‌هایی چون دوشاخه و سیم‌های رابط ، کمپرسور ، خازن ، رله بار زیاد (اورلود) رله راه انداز ترموستات ، کلید چند وضعیتی (کلید فن) ، کلید اصلی کولر و کنترل از راه دور (در کولرهای دو تکه) می باشد.

درکولرهای گازی از یک خازن و در بعضی از کولرها از دو خازن به منظور ایجاد گشتاور راه اندازی کمپرسور استفاده می شود. شکل متداول بکارگیری خازن ، به این صورت است که یک خازن برای راه اندازی موتورفن (پروانه) و یک خازن برای راه اندازی کمپرسور مورد استفاده قرار می‌گیرد ظرفیت این خازنها در کولرهای مختلف متفاوت است.
 
اجزای مکانیکی کولر گازی با اندکی تفاوت ، درست مثل قطعات مکانیکی یخچال می‌باشد از آن جمله می‌توان به قطعاتی مانند کمپرسور کندانسور (رادیاتور) ، اواپراتور

اجزاي داخلي يك كولر گازي پنجره اي

 

قسمت مکانیکی : 

اجزای مکانیکی کولر گازی با اندکی تفاوت ، درست مثل قطعات مکانیکی یخچال می‌باشد از آن جمله می‌توان به قطعاتی مانند کمپرسور کندانسور (رادیاتور) ، اواپراتور ، ***** (درایر) ، پروانه اواپراتور ، لوله مویین (کاپیلاری) ، سینی زیر کولر ، خروجی هوا و ***** خروجی هوا اشاره کرد. 

در کمپرسور کولرهای گازی دو مکانیسم بکار گرفته شده است. نوعی از این کمپرسورها از پیستون و میل لنگ طراحی نموده‌اند. اما نوع دیگری از کمپرسورها فاقد میل لنگ و پیستون بوده و روتور در حال چرخش (به واسطه فرم خاص) گاز را از مسیر ورودی مکیده و آن را وارد لوله رفت می‌سازد این نوع کمپرسورها را کمپرسورهای دورانی می‌نامند. در کولرهای گازی از دو پروانه استفاده می‌شود که عموما بر روی یک محور اصلی سوار شده‌اند. یکی از پروانه‌ها هوا را از مجرای ورودی مکیده و با وزش آن کندانسور ، گرما به محیط خارجی منزل یا محل کار می‌راند، پروانه دوم که به قسمت جلوی موتور فن متصل است هوا را از مجرای ورودی مکیده و با وزش آن به اواپراتور ، سرما را به محیط وارد می‌سازد. 

در کولرهای دو تکه ، کمپرسور و کندانسور در واحدی به نام یونیت خارجی تعبیه شده‌اند. این واحد در خارج از ساختمان نصب می‌شود. واحد تبخیر یا اواپراتور و شیر انبساط نیز در یک واحد بنام یونیت داخلی تعبیه شده‌اند. کولرهای دو تکه عموما دارای دستگاه کنترل از راه دور می‌باشند. هوا در جهت ورود به محیط منزل یا محل کار از دریچه مخصوصی که به خروجی هوا معروف است می گذرد. به منظور جلوگیری از ورود گرد و غبار و موارد مشابه به داخل محیط منزل یا محل کار ، پشت خروجی هوا ، ***** سیمی یا اسفنجی تعبیه می شود. 

گاهی ممکن است بر اثر عدم تنظیم ترموستات و یا ازدیاد گاز شارژ شده اواپراتور و یا قسمتی از لوله برگشتی برفک یا یخها ذوب شوند و در نتیجه آب از جدارهای کولر سر ریز کند. برای پیشگیری از این مشکل ترتیبی اتخاذ شده است که در صورت بروز حالت فوق ، آب به خارج از کولر هدایت شود. این وظیفه بر عهده سینی زیر کولر است. در گوشه‌ای از سینی ، لوله مخصوصی تعبیه شده که این آبها از آن خارج می‌شود. برای جلوگیری از ریزش آب ، عموما به لوله مذکور شیلنگی متصل می‌شود و با قرار دادن آن بر روی سطح زمین از پراکنده شدن ذرات آب در محیط جلوگیری می‌شود. 

چگونگی ایجاد سرما در بسیاری از وسایل سرما ساز مانند کولر ، یخچال ، آب سرد کن و ... مشابه است ، در کولر گازی ، همانند یخچال ، از تبدیل گاز به مایع بوسیله افزایش فشار و در نتیجه تولید سرما که در اثر تبدیل مایع به گاز ایجاد می‌شود. برای رسیدن به هدف مورد نظر (خنک نمودن محیط) استفاده می‌کنند. تنها تفاوت را می‌توان در خنک کردن کندانسور (رادیاتور) دانست که در کولر گازی بوسیله هوای دمیده شده بر روی آن گرمای لازم گرفته می‌شود. در حالی که در یخچال برای داشتن هوای خنک از دمیدن هوا بر روی اواپراتور استفاده می‌گردد. 
 
 کولر گازی نیز همانند بسیاری از لوازم خانگی خصوصا یخچال فریزر از دو قسمت اصلی تشکیل شده است
 

اسپلیت داکت

مکانیزم کار این دستگاه مشابه کولر های گازی می باشد. اما مزايايي که به همراه دارد باعث شده است تا گزینه اول مهندسینی باشند که می خواهند از سیستم های اسپلیت استفاده کنند.

**شکل یونیت داخلی این سیستم به گونه ای است که می تواند در سقف کاذب قرار گیرد. این موضوع از آنجا اهمیت می یابد که امروزه هر متر و فضای واحد مسکونی دارای ارزش بالایی بوده و استفاده غیر لازم از این فضا جز یک ضرر اقتصادی عظیم چیز دیگری نمی باشد.

**با استفاده از این سیستم و تعبیه آن در سقف کاذب، قابلیت کانال کشی و تعبیه دریچه های خروجی به تعداد لازم امکان پذیر می باشد. به عنوان مثال می توان یونیت داخلی این دستگاه را در سقف کاذب قسمت وروی آپارتمان نصب کرد و سپس برای انتقال جر یان هوا به طرف اتاق خواب ها و همینطور سالن پذیرایی، می توان از کانال کشی استفاده کرد.

**امکان نصب کوئل آب گرم امتیاز ویژه و منحصر به فرد این نوع اسپلیت (کولر گازی) می باشد. زیرا در انواع دیگر اسپلیت برای گرمایش تنها می توان از جریان برق استفاده کرد.(در این حالت سیکل تبرید برعکس شده و این بار تبادل حرارت ایجاده شده منجر به گرمایش می گردد:Heat pump ) ولی در اینگونه اسپلیت علاوه بر اینکه می توان از آن جریان برای گرمایش استفاده کرد، می توان با اضافه کردن یک کوئل اب گرم و جریان آب گرم در آن (آبگرم موتورخانه و یا پکیج آب گرم) گرمایش را در زمستان بدون هزینه برق اضافی تامین کرد و نیازی به استفاده از شوفاژ و لوله کشی مربوط به آن نیست.

توجه به این نکته ضروری است که در صورت بروز هر گونه مشکل در امر گرمایش آب و در نتیجه عدم تامین گرمایش واحد، می توان از جریان هیت پمپ سیستم استفاده کرد و گرمای لازم را تامین کرد.

**تعمیر و نگهداری آسان نيز از مزاياي خاص اين دستگاه مي باشد.

**لازم به ذكر است كه بازده بالای سرمائی و بطور مجزا استفاده کردن هر سیستم در هر واحد نیز، از دیگر محاسن این سیستم بوده که در گروه سیستم های اسپلیت مشترک می باشد.


 انواع مختلف شامل مدلهاي سرما زا، سرما زائي با پمپ الكتريكي، مشعل گازي و پمپ گرمايي با كويل هاي خنك كننده است.
مبدل گرمايي اين دستگاه يك محفظه بزرگ مكش دارد كه توانايي هواي ورودي را در تنظيم سريع با درجه حرارت محيط داخل افزايش مي دهد. خروجي يك جريان هواي يكنواخت و جامع است كه Dead zone را حذف مي كند و عملكرد گرما زايي و سرما زايي را در حالي انجام مي دهد كه تيغه هاي ذوزنقه اي، هوا را به طور مورب مي برند تا مقاومت هوا را كاهش دهند، و اين باعث كاهش صدا و افزايش بهره وري مي شود. براي نگهداري آسان تر، دستگاه يك فيلتر هواي قابل شستشوي كربن و آنتي باكتري دارد. (مقاله اسپلیت داکت از شركت ساكورا)
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط امير محقق  | 

آموزش نرم افزار کریر - قسمت اول مراحل طراحی و محاسبه پروژه

 آموزش نرم افزار کریر

قسمت اول

مراحل طراحی و محاسبه پروژه های تهویه مطبوع

هدف اصلی تهوی مطبوع حفظ شرایط محیط به دو منظور زیر می باشد :
1.    ایجاد راحتی و آسایش انسان
2.    کنترل فضایی که یک نوع محصول در آن نگهداری می شود.

برای این منظور باید دستگاهی با ظرفیت مناسب در ساختمان نصب شده و در طول سال کنترل شود .ظرفیت این دستگاه با حداکثر بار واقعی در هر لحظه تعیین می شود و نوع کنترل آن با شرایطی که باید در هنگام بار حداکثر یا بار نسبی وجود داشته باشد ،مشخص می گردد.جهت انجام این موارد; لازم است یک بررسی کلی و دقیق جهت ارزیابی عناصر متشکله بار انجام گیرد.همچنین طراحی سیستم و انتخاب دستگاه از نقطه نظر با صرفه گی اقتصادی در صورتی میسر است که حداکثربار واقعی در هر لحظه به دقت تعیین شود.

یک پروژه تهویه مطبوع شامل پنج مرحله اساسی زیر است که در ادامه به بررسی هر یک می پردازیم:
1.    مطالعه و تعیین مشخصات اولیه پروژه.
2.    محاسبه بارهای حرارتی و برودتی ساختمان.
3.    طراحی، محاسبه و انتخاب سیستم تهویه مطبوع.
4.    اجرا و آزمایش سیستم تهویه مطبوع.
5.    بررسی جوانب اقتصادی.

1)    مطالعه و تعیین مشخصات اولیه پروژه
اصولا تخمین صحیح بار حرارتی،بستگی زیاد به بررسی دقیق اجزای بار در محیط مورد تهویه دارد.نقشه های کامل ساختمان و همچنین طرح کلی فضا;قسمتی از یک بررسی کامل محسوب می شود،بنابراین موارد زیر باید به دقت بررسی شوند:

1.    موقعیت ساختمان:
تعیین مشخصات منطقه ، جهت یابی ساختمان ، موقعیت نسبت به ساختمان های مجاور ، چگونگی تابش خورشید و وزش باد ، سطوح منعکس کننده نور نظیرآب ، آسفالت و غیره.
2.    کاربرد ساختمان:
نوع استفاده از ساختمان شامل; مسکونی ، بیمارستان ، اداری ، تجاری ، صنعتی ، سالن اجتماعات و غیره.
3.    مشخصات هندسی ساختمان:
تعیین ابعاد ساختمان شامل ;طول ، عرض ، ارتفاع کف تا سقف ، اندازه درب و پنجره ها و غیره با توجه به نقشه های ساختمانی.
4.    مصالح ساختمانی:
تعیین نوع مواد و مصالح استفاده شده در ساختمان شامل : جنس ، ظرفیت حرارتی ، ضخامت لایه های جدار و غیره.
5.    مشخصات درب و پنجره ها:
شامل; چوبی، فلزی، کشویی، لولایی، شیشه ای یک جداره، دو جداره و چند جداره، شیشه های رنگی،رفلکس، جاذب حرارت و غیره.
6.    وضعیت ساکنان ساختمان :
شامل; تعداد، نوع فعالیت، درصد افراد سیگاری، مدت اقامت، تراکم تجمع در هر متر مربع ، سن، جنس و غیره.
7.    سیستم روشنایی و وسایل برقی و حرارتی:
تعیین توان چراغها و تجهیزات شامل ;نوع چراغها، قدرت مصرفی الکترو موتورها، ظرفیت حرارتی و وسایل گاز سوز، وسایل الکترونیکی و زمان و مدت روشن بودن هر یک در طول روز.
8.     دائم یا منقطع کار کردن سیستم:
 ممکن است  از مکان هایی نظیر آمفی تئاتر بطور دائم استفاده نشود و یا از وسایل تهویه مطبوع ادارات در روز های اخر هفته استفاده نشود. در این صورت در تعیین ظرفیت دستگاهها ضرایب خاصی اعمال می شود.
9.    فضا های قابل دسترس:
تعیین فضاهای قابل استفاده جهت عبور کانال ها، لوله ها (شامل سقف های کاذب و داکت ها)، نصب موتور خانه، نصب دستگاههای هوا ساز، برج خنک کن، دود کش، تابلو آتش نشانی و غیره.
10.    موانع:
تعیین موانع در ایجاد شبکه های مختلف سستم تهویه مطبوع نظیر ;راه پله ها، لوله های گاز، شبکه الکتریکی و غیره.
11.    تامین اب ساختمان:
تعیین مشخصات سرویس های تامین آب ساختمان شامل ;موقعیت،فشار، قطر لوله ها و غیره.
12.    تامین برق ساختمان:
تعیین مشخصات شبکه برق شامل ;تعداد فاز، ولتاژ و فرکانس.
13.    تامین سوخت ساختمان:
تعیین سوخت مصرفی شامل ; سوخت گاز، سوخت گازوییل،مازوت و در صورت استفاده از سوخت طبیعی تعیین مشخصات شبکه شامل ; فشار، ظرفیت، موقعیت و غیره.
14.    دفع فاضلاب ساختمان:
تعیین مشخصات سیستم تخلیه فاضلاب شامل ; چاه، سپتیک، تصفیه و شبکه شهری و در صورت استفاده از شبکه فاضلاب شهری، تعیین موقعیت آن جهت اتصال لوله های ساختمان به شبکه.
15.    فنداسیون و تکیه گاهها:
تعیین قدرت ساختمان برای استقرار برج خنک کن و منابع آب، اثرات صدا و ارتعاش، فاصله محل اسقرار دستگاههای هواساز تا فضاها و غیره.
16.    انتقال دستگاهها:
تعیین مسیر و امکانات حمل دستگاهها به محل نهایی آنها شامل حمل دستگاهها به موتورخانه و استفاده از آسانسور، پلکان، جرثقیل و غیره.

2)    محاسبه بارهای حرارتی وبرودتی ساختمان
برآورد بار تهویه مطبوع جهت تامین مبنایی برای انتخاب دستگاههای تهویه مطبوع ، ضروری است . ظرفیت ماکزیمم حرارتی و برودتی ساختمان در روز طرح برابر باشد. یک روز طراحی به صورت های زیر تعریف می شود:
-    یک روز که در طی آن درجه حرارت حباب خشک و حباب مربوط به طور همزمان به مقدار پیک خود می رسند .
-    یک روز که در آن مقدار بسیار کمی غبار در هوا وجود دارد ، زیرا غبار می تواند موجب کاهش حرارت دریافتی از خورشید شود.
-    روزی که تمام بارهای داخلی در حد نرمال وجود دارد.
زمان پیک بار را می توان به طور تجربی و بر اساس مشاهدات تعیین کرد ولی به هر حال برای چندین زمان مختلف در روز باید برآورد بار انجام شود. نحوه محاسبه دقیق این بارها در فصل های بعدی بیان شده است.

3)    طراحی، محاسبه و انتخاب سیستم تهویه مطبوع
اغلب برای یک مهندس طراح ، تصمیم گیری در مورد انتخاب یک سیستم مناسب تهویه مطبوع برای یک فضای معین، امری بسیار مشکل و پیچیده می نماید.
علاوه بر این ،با صرفه گی اقتصادی نیز در امر انتخاب سیستم تهویه مطبوع نقش مهمی ایفا می کند. در تهویه مطبوع کامل یک محیط; پارامترهای دما، رطوبت، حرکت هوا، تمیزی هوا، تهویه و همچنین سر وصدا، میباید در سطح متعادل و معقولی حفظ شوند. اما اغلب اوقات نمی توان پارامترهای مذکور را به صورت دلخواه حفظ نمود و بستگی به هدف و عملکرد سیستم تهویه مطبوع، به ناچار برخی از پارامترهای فوق در طراحی سیستم حذف خواهند شد. البته گاهی اوقات هزینه ساخت سیستم به عنوان پارامتر اصلی، سایر پارامترها را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

مهمترین عواملی که درانتخاب یک سیستم تهویه مطبوع موثرند; عبارتند از:
1-    مقدار سرمایه موجود.
2- فضا یا ساختمان شامل; هدف از به کارگیری آن، محل آن، موقعیت، جهت و شکل آن.
3- وضعیت خارجی ساختمان شامل درجه حرارت، رطوبت،باد و غیره.
4- بارهای حرارتی و برودتی ساختمان.
5- ضرورت و ظرفیت پیش راه اندازی سیستم تهویه مطبوع.
6- جنبه های فیزیکی ساختمان در ارتباط با محل دستگاهها،سازگاری سیستم و موازنه بارهای جزئی.
7- تصویر خریدار از محیط دلخواه او.

هر محیط مورد تهویه ؛ مسایل مربوط به خود را دارا می باشد . حتی وقتی که مشکلات مشخص می شوند و جنبه های فیزیکی محیط تعیین گردند و بارهای سرمایی و گرمایی محاسبه شوند ، نیز می توان یک راه حل کلی اتخاذ نمود . طراح باید برای پیشنهاد یک سیستم مناسب ، از نوع ساختمان و ظرفیت حرارتی آن آگاه باشد . بارهای داخلی و خارجی و خنثی سازی این بارها توسط  سیستم باید مشخص شوند . تصویر کاملی از تجهیزات نصب شده ، کنترل سیستم تهویه مطبوع و غیره ضروری می باشد . به طور کلی ساختمانهایی که برای تهویه مطبوع در نظر گرفته می شوند به دو دسته محیط های یک منظوره و محیط های چند منظوره تقسیم می گردند. در محیط های یک منظوره نظیر ادارات ،رستوران ها و ساختمانهای مسکونی ; افراد جهت یک هدف مشترک سکونت دارند و بنا براین از نقطه نظر تهویه مطبوع  خصوصیت اصل چنین محیط های وجود فقط یک حوزه کنترلی محیطی می باشند. در مقابل در محیط های چند منظوره گروهی از افراد با اهداف گوناگون  در یک ساختمان چند طبقه تجمع می کنند و لذا خصوصیت اصلی این محیط ها ، وجود حوزه های متعدد کنترل محیطی است که عموما از طریق یک یا چند سیستم تهویه مطبوع مرکزی تغذیه می شوند.

4)    اجرا و آزمایش سیستم تهویه مطبوع
پس از انجام محاسبات و تهیه نقشه های سیستم تهویه مطبوع ، اجرای سستم با توجه به دستورالعمل های اجرایی در ساختمان مورد نظر انجام می شود و در مراحل مختلف اجرا ، سیستم مورد آزمایش و بررسی قرار می گیرد . در ساختمانهای بزرگ که نقشه های شبکه های مختلف تاسیسات بطور جداگانه تهیه می شوند ، برای تنظیم بهینه فضا و جلوگیری از تداخل شبکه ها با یکدیگر بهتر است قبل از اجرای تاسیسات ، نقشه های کارگاهی که نشان دهنده آرایش مقاطع لوله ها و کانال ها در سقف های کاذب ، داخل داکت ها و کانال ها می باشند ،تهیه می شوند .
 
مطالب  زیر بعنوان راهنمایی جهت بدست آوردن اطلاعات مورد نیاز در انتخاب محل سیستم های تهویه مطبوع می باشد:
1-    فضاهای در دسترس و بدون استفاده ساختمان باید بررسی شوند.
2-    موقعیت تمام دیوارها و پارتیشن هایی که محل نصب وسایل اطفاء حریق می باشند باید مورد توجه قرار گیرند.
3-    مجاری مکش هوای بیرون نسبت به ساختمان و خیابان وامکان ورود مواد نا مطلوب آلوده کننده به آن باید در نظر گرفته شوند .
4-    مشخصه های معماری ساختمان جهت انتخاب دریچه هایی که باطرح ساختمان مطابقت نمایند باید بررسی شوند.
5-    تجهیزات و کانال های هدایت هوا که از قبیل موجود هستند برای استفاده مجدد در صورت امکان بررسی شوند .
6-     فنداسیون ساختمان و مقاومت آن برا جا یابی و نصب سیستم تهویه مطبوع باید مورد توجه قرار گیرد .
7-     مسئله کنترل صدا و ارتعاش در ارتباط با محل دستگاهها باید مورد بررسی قرار بگیرد.
8-    امکان حرکت دادن تجهیزات و بردن آنها به محل مورد نظر باید بررسی شود.
9-    نحوه تامین برق مصرفی محل و محدودیت های جریان و ولتاژ باید مشخص شده باشد.
10-    استانداردهای ملی در مورد سستم تامین آب ، تجدید ماده مبرد، فاضلاب ، کانالها ، تجدید هوای ساختمانها ، محل قرارگیری دستگاهها و غیره باید رعایت شوند.

5)    بررسی جوانب اقتصادی
از جمله مهمترین عواملی که می تواند بر نوع تجهیزات و کل سیستم اثر بگذارد ، عوامل اقتصادی می باشد . این عوامل نتیجه صاحب کار و حد سرمایه گذاری در ایجاد تاسیساتی است که باید شرایط حداقل و یا حداکثری را تامین نماید.سه عامل مهم اقتصادی که در انتخاب یک سیستم تهویه مطبوع مطرح هستند عبارتند از ؛ هزینه های اولیه ،هزینه های نگهداری و برگشت سرمایه.مهندس طراح نه تنها باید طرح خود را بر مبنای جوانب مهندسی تهیه کند ، بلکه باید میزان سرمایه گذاری صاحبکار را نیز در نظر داشته باشد.هزینه خرید تجهیزات نیز به قیمت آنها ، مواد مصرفی ، نیروی کار وهزینه های نصب سیستم وابسته است .این موارد را باید به دقت متعادل ساخت تا بتوان بهترین سیستم را انتخاب کرد .
هزینه های نگهداری یک سیستم تهویه مطبوع نیز به مقدار مصرف انرژی  آن سیستم و دستمزد افرادی که جهت بهره برداری از آن مشغول کار هستند بر می گردد. در محاسبه اولیه مخارج و درآمد ها ؛ تقریبات به کار برده شده بر مبنای قضاوت های تجربی در تعیین مقادیر بار تهویه مطبوع و مخارج لازم جهت بهره برداری از سیستم صورت می گیرد . سپس می توان تجزیه و تحلیل مخارج و درآمد ها را برای سیستم تهویه مطبوعی که قادر است پتانسیل سرمایه گذاری جالبی داشته باشد انجام داد. متناسب با این نتایج و تحلیل ها می توان تعیین نمود که کدام سیستم مناسب ترین و بهترین انتخاب خواهد بود .
 
منابع: 
       وب سایت www.carrier.com
       کتاب طراحی سیستم های HVAC به کمک Carrier 2005 مهندس وحید وکیل الرعیا
 
ارائه دهنده:
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط امير محقق  | 

روشهاي جلوگيري ازضربه آبي(قوچ)

آب از محوری ترین عوامل توسعه جوامع انسانی است و از دیرباز نقش عمده ای در زندگی بشر ایفا نموده و با زندگی او آمیخته است.تمدن های اولیه به اتفاق در کنار منابعه طبیعی آب شکل گرفته و گسترش پیدا کرده اند.در طی گذشت سالها با افزایش رشد و پراکندگی جمعیت و گسترش نیازهای کشاورزی،صنعتی و شرب دیگر ممکن نبود که بشر خود را به شرایط محیطی محدود کندو یا با صرف زمان بسیار و با هزینه ی زیاد اقدام به ساخت ابنیه های نگهداری آب کند که عموماً ظرفیت محدودی نیز دارند.لذا بشر به انتقال آب روی آورد.


نحوه ی انتقال آب بسته به موقعیت جغرافیایی و محیطی متفاوت بوده است.در مناطق پر آب از نهرهای روباز به منظور انتقال آب استفاده شده است.درمناطق کم آب روش های دیگری برگزیده شده است که از آن جمله می توان به حفر قنات و انتقال آب زیرزمینی در مسافت های طولانی اشاره کرد که این روش از شاهکارهای مهندسی آب می باشد که توسط ایرانیان ابداع شده است.استفاده از خطوط لوله ای انتقال آب،یکی دیگر از روشهای انتقال آب می باشد که با پیشرفت بشر در قرون اخیر میسر شد.این روش ضمن کاهش اتلاف آب،انتقال حجم دلخواه آب با شدت مورد نظر را میسر  می سازد.

در طراحی سیستم های هیدرولیکی تحت فشار تحلیل جریانهای ناماندگار بحث بسیار مهمی است.جریان های ناماندگار در لوله ها به شکل های گوناگونی ممکن است رخ دهد که یکی ازاشکال آن،جریان ناماندگار «میرا»  می باشد که به طور خاص «ضربه ی قوچ»  نامیده می شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط امير محقق  | 

اصول لوله کشی: انتخاب بهترین شیر

دولت آمریکا با اتخاذ قوانین بی سابقه جدیدی که لوله کش ها ملزم به اجرای آن می باشند در پی گشایش عرصه جدیدی در صنعت لوله کشی می باشد. چه در پروژه های بازسازس یکی از مسائل مهم و حیاتی برای مهندسین لوله کشی، انتخاب لوازم صحیح برای تامین نیازهای هر واحد می باشد. برای رسیدن به این نقطه باید درک کاملی از دو نوع شیر اصلی و منفرد داشته باشیم.


شیرهای اصلی
    شیرهای اصلی ترموستاتیک بیشتر در ساختمان های تجاری به کار می روند و به مقادیر آب زیادی نیاز دارند. این شیرها آب خروجی از دیگ یا آبگرمکن را به دمای پایین تری تعدیل می نمایند. برای مثال یک شیر اصلی در یک هتل یا یک آپارتمان برای تعدیل آب 180 درجه فارنهایت که از یک دیگ خارج می شود به دمای حداکثر 140 درجه فارنهایت به کار می رود.
 
شیر اصلی، اولین شیری است که در سیستم به کار می رود هر چند که این شیر مصرف کننده در برابر سوختن یا تاول زدن محافظت نمی کند. چرا که این شیر در هنگام نصب بر روی یک درجه حرارت معین تنظیم می شود و باعث می شود که دمای آب ورودی مطابق با دمای برنامه ریزی شده باشد. در بسیاری از موارد شیر اصلی در طبقه اول و یا طبقه همکف قرار می گیرد. یعنی تا حد امکان در نزدیکی منبع تامین آب گرم. وقتی که دمای آب توسط شیر اصلی تعدیل گردید با تکیه بر سیستم گردش مجدد می توان از تامین دمای مورد نظر برای آب اطمینان حاصل نمود. مهندسین لوله کشی باید در خصوص افت دمای حاصل از گردش مجدد، تمهیدات لازم را در نظر بگیرند، اگر سیستم حفاظت از گرما در سیستم نصب نشده باشد، دمای آب ممکن است تا 100 یا 105 درجه فارنهایت پایین بیاید حتی اگر شیر اولیه روی دمای 120 درجه فارنهایت تنظیم شده باشد.
 
امروزه روش جستجوی دما (Heat Tracing) یک روش مشهور برای گرمایش آب در حین گردش مجدد تبدیل شده است. بدین ترتیب که آب به وسیله عبور ÷یوسته و همیشگی از یک مسیر که توسط نوارهای داغی نوارپیچ شده است به صورت ترموستاتیکی کنترل و گرم نگه داشته می شود. شیر اصلی با استفاده از یکی از سه مکانیزم زیر آب را کنترل می کند: موتور وکس، بی متال و یا لوله کاپیلاری، که هر یک از یک نوع خاص ترموستات بهره می برند. اما هدف مشترک هر سه تولید آب با دمای ثابت می باشد. وقوف کامل به چگونگی عملکرد هر یک از این سه مکانیزم برای عیب یابی و تعمیر این شیرها امری حیاتی به شمار می رود.
در شیر ترموستاتیکی با موتوروکس، یک پیستون تعدیل جریان را برعهده دارد، وقتی موتور وکس، تغییر دما را حس کند، ÷یستون کنترل کننده جابجا می شود تا جریان آب داغ را باز و یا بسته نماید. با تکامل نسل این شیر در صنعت خودرو که در جهت کنترل حداکثر دمای موتور به کار می روند، شیرهای موتور وکس شیرهای قابل اطمینان، در دسترس و باعمر طولانی به شمار می روند.
در اصلی بی متال، دو واشر فلزی با ضرایب انبساط مختلف به یکدیگر چسبیده و به شکل فنری در آمده اند. وقتی دمای آب تغییر می کند به همان نسبت شکل فنر عوض می شود و موجب حرکت کوچکی در هر یک از واشرها می گردد. این حرکت کوچک خود موجب تغییر بزرگتری می گردد که باعث می شود پیستون از جای خود حرکت کرده و جریان آب را کنترل نماید.
آخرین مدل شیر ترموستاتیکی از یک لوله کاپیلاری که با گاز پرشده است، بهره می برد. در این حالت لوله با انبساط و انقباض خود دما را تعدیل کرده و مسیر عبور آب را فراختر و یا کوچکتر می نماید. فارغ از این که چه نوع ترموستاتی برای شیر در نظر گرفته می شود، لوله کش باید در هنگام نصب دمای شیر اصلی را تنظیم نماید. دمای مناطق مختلف و مناطق خاص به وسیله آیین نامه های محلی لوله کشی معین می شود، اگر چه محدوده دما بین 100 تا 140 درجه فارنهایت می باشد اما در برخی مناطق دما حداکثر به 120 درجه فارنهایت می رسد.
 
طراحان باید فصل و مساحت منطقه ای که در آن قرار دارند را در نظر بگیرند. در ایالات شمالی آمریکا که دکای آب سرد تا 40 درجه فانهایت افت می کند، لوله کش باید شیر اصلی را برای دمای بالاتری تنظیم نماید. در ایالات جنوبی و بیابانها که دمای آب شیر می تواند تا 80 درجه فارنهایت بالا رود، شیر اصلی باید آب را به دماهای پایین تری محدود نماید. وقتی دما تنظیم شد، شیر اصلی دمای آب تنظیم می کند. حداکثر تغییر دما برای دبی های بیش از 80 گالن در دقیقه 7 درجه فارنهایت خواهد بود. برای شیرهای کوچکتر، حداکثر تغییر دما کمتر خواهد بود.

شیرهای مورد مصرف در مناطق منفک از یکدیگر
    علاوه بر شیرهای اصلی، لوله کشی باید شیرهای مناطق را مجزا نصب نماید به طوری که مصرف کننده قادر باشد جریان آب را قطع و وصل نماید. در منازل، این اولین مرحله کار یک لوله کش محسوب می شود. چرا که در منازل شیر اصلی به کار برده نمی شود و آب مستقیما از منبع تامین آب داغ وارد خانه می شود. سه نوع شیر مجزا در کل صنعت به کار برده می شود: شیری که با فشار متعادل می شود و شیر ترکیبی.

شیر ترموستاتیکی: دانش فنی این شیر نظیر همان دانشی است که در شیر اصلی به کار گرفته می شود. این شیر مجهز به یک ترموستات داخلی است که تغییرات دمای آب ورودی را حس کرده و جریان را مطابق با آن تنظیم می نماید. بمانند حالت قبل در این جا هم شیر ترموستاتیک 3 مدل دارد: مدل موتور وکس، بی متال و کاپیلاری.

شیر موازنه فشاری: این شیر در مصارف خانگی بیشترین کاربرد را دارد. شیر موازنه فشاری با حس کردن نوسانات فشار در جریان آب داغ یا سرد ورودی و با تنظیم سریع دبی، دمای آب را کنترل می کند، این شیر 2 نوع پیستونی و دیافراگمی را دربرمی گیرد، مدل پیستونی اختلاف فشار بین جریان سرد و گرم ورودی را حس کرده و میزان دبی را تغییر می دهد. در مقابل مدل دیافراگمی با تفکیک آب داغ و آب سرد، نوسانات فشار را از بین می برد. در نتیجه مدل دیافراگمی بسیار حساس تر و از نظر اندازه بزرگتر از مدل پیستونی می باشد.

نتیجه ترکیب هر دوشیر، یک وسیله ترموستاتیکی خواهد شد که با فشار متعادل می شود. این شیر با حس کردن تغییر دما و اختلاف فشار، دمای خروجی را ثابت نگه می دارد. اندازه ورودی هر سه نوع شیر مجزا از 8/3 تا 2/1 اینچ تغییر می نماید. در هنگام تعیین اندازه شیر، لوله کش ها باید به این مسئله توجه کنند که شیرهای مجزا تحت دبی کامل بهترین عملکرد را از خود نشان می دهند. لذا اگر شیر به درستی انتخاب شود و یا مقدار جزیی کوچکتر در نظر گرفته شود، کنترل بهتری امکان پذیر شده و نگهداری شیر نیز آسان تر خواهد شد، در حالی که اگر شیر بزرگتر از حد لازم در نظر گرفته شود، سیستم با افت فشار مواجه خواهد شد که در این صورت کنترل سیستم از حالت مناسب و مطلوب خارج شده و این امر تاثیر نامطلوبی برعمر قطعات داخلی سیستم خواهد داشت.
 
حداکثر دمایی که برای شیرهای مجزا در نظر گرفته می شود از 95 درجه فارنهایت الی 110 درجه فارنهایت می باشد. در هنگام تنظیم شیرهای مجزا، لوله کش باید تغییرات احتمالی در تامین آب گرم را که به علت کاهش و یا افزایش در طول شب و یا به علت تغییر فصل رخ می دهد را در نظر بگیرد. حتی تغییرات کوچک و ناگهانی دما ممکن است باعث وارد شدن شوک به مصرف کننده و موجب بروز سانحه، شوک حرارتی و یا آتش سوزی گردد. برای محافظت از مصرف کننده در قبال این چنین حوادثی، باید محاسبه نماید که چگونه تغییر دما بر دمای خروجی تاثیر می گذارد در حال که نسبت آب گرم و سرد ثابت می ماند. پس از اینکه تغییرات دما مشخص شد و دمای بهینه تعیین گردید، می توان نسبت به تنظیم شیر اقدام نمود. شیرهای مجزا برای تعدیل آب تا 3± درجه فارنهایت انحراف نسبت به دمای از پیش تنظیم شده طراحی شده اند. ویژگی دیگر شیرهای مجزا محافظ در برابر معایب احتمالی خط آب سرد و ممانعت از سوختن و تاول زدن می باشد. بدین ترتیب که شیر ظرف مدت 5 ثانیه بعد از اینکه فشار آب سرد افت کرد دبی آب گرم را به 2/1 گالن در دقیقه و یا کمتر تقلیل می دهد. بدین ترتیب این جریان آرام و کوچک باعث می شود که مصرف کننده دچار سوختگی نشود.
مزایا
    هر یک از شیرها فراخور شکل خود دارای مزایایی هستند به عنوان مثال شیر موازنه فشاری نوسانات فشار را اصلاح می کند اما قادر به تعدیل نوسانات دما نمی باشد. در مقابل شیر ترموستاتیکی تغییرات دمای خروجی را حس کرده و جریان را به گونه ای تنظیم می کند که دمای خروجی مطلوب به دست آید. با توجه به اینکه شیر ترموستاتیکی نوسانات فشار را به صورت غیر مستقیم و در اثر احساس تغییرات دمای خروجی حس می کند لذا عکس العمل شیر ترموستاتیکی در مقابل نوسانات فشار به مراتب ضعیف تر از شیر موازنه فشاری می باشد. بیشترین سطح مراقبت از جریان مربوط به شیر ترکیبی می باشد. این شیر  هم تغییرات فشار و هم تغییرات دما را حس کرده و نسبت به اصلاح شرایط در اثر هر یک از این تغییرات واکنش نشان می دهد.

     در راستای تعیین محل صحیح کاربرد هر یک از شیرها، طراح باید چندین عامل را در نظر بگیرد. اگر احتمال تغییر دمای آب ورودی به شیر حمام وجود داشته باشد، شیر ترموستاتیکی انتخاب مناسبی به شمار می رود. از سوی دیگر اگر طراح احتمال نوسانات فشار را بدهد بهتر است از شیر موازنه فشاری استفاده شود. اگر امکان داشته باشد که هر دو مشکل به وقوع بپیوندد بهتر است از شیر ترکیبی استفاده شود. اکثر طراحان شیر موازنه فشاری را به عنوان حداقل نیاز کاربردهای تجاری می پندارند چرا که این شیرها کم هزینه ترین شیرها می باشد و مصرف کننده را تا حد معینی تحت پوشش و مراقبت قرار می دهند. شیر ترموستاتیک و شیر ترکیبی محافظت و پوشش بهتری ارائه می دهند اما به خاطر ساختار پیچده ای که دارند معمولا گران تر هستند در نتیجه طراحان باید با توجه به شرایط و ملاحظات اقتصادی پروژه و ارائه محافظت مطلوب نسبت به انتخاب شیر اقدام نمایند.
 
استاندارها
     هدف اصلی استفاده از هر شیر محافظت و مراقبت از مصرف کننده در برابر سوختگی شدید و یا شوک های حرارتی می باشد. برای جلوگیری از نقص فنی شیر که منجر به آسیب دیدن مصرف کننده می گردد انجمن مهندسین بهداشتی آمریکا (ASSE) استانداردهایی برای تعدیل و آزمایش شیرهای اصلی و مجزا تدوین کرده است. علاوه بر آزمایشات تغییر دما و دمای بالا، شیرهای اصلی و مجزا باید تحت آزمایشات ترکیدگی شیر نیز قرار گیرند. شیرهای مجزا باید آزمایشات مربوط به مدت عمر و مقاومت در برابر نقایص فنی اب سرد را نیز پشت سر بگذارند. مهندسین لوله کشی برای توفیق در کسب و کارشان و همچنین برای تامین سلامتی مصرف کنندگان باید نسبت به استانداردها و ضرباتی که شیرها به خودشان وارد می سازند احاطه کاملی داشته باشند.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت   توسط امير محقق  | 

كاربرد طراحي بهداشتي و تهویه در جلوگيري از مخاطرات HACCP و آلودگي به مواد حساسيت زا

كاربرد طراحي بهداشتي و تهویه در جلوگيري از مخاطرات HACCP و آلودگي به مواد حساسيت زا

1- در حال حاضر مواد آلرژن ( حساسيت زا ) تنها به عنوان يك ماده شيميايي ( و در زير گروه مواد شيميايي ) در يك برنامه تحليل آلودگي و نقاط كنترل بحراني ( HACCP ) مورد بررسي قرار مي گيرند ، ليكن اين سوال مطرح شده كه آيا بهتر نيست براي اين واد مقوله جداگانه اي تحت رديف چهارمين عامل خطر در برنامه مذكور در نظر گرفته شود؟

همزمان با ادامه مباحثات نظري راجع به دسته بندي مواد آلرژن با توجه به ايمني تضمين و كنترل كيفيت موادغذايي ضرورت دارد برنامه هاي اجرايي به نحوي توسعه يابند كه اطمينان حاصل شود كه غذاها ، پس مانده ها و تركيبات حاوي مواد آلرژن موجب آلودگي غذاهاي غير حساسيت زا نمي گردد.

هر چند 1 تا 2 درصد از بزرگسالان ( همراه با حدود پنج ميليون كودك آمريكائي ) متاثر از مواد آلرژن هستند ولي اين مواد مي توانند تهديدي براي زندگي درصد كوچكي از مردم باشند. از سال 1994 فراخوان مربوط به آلودگي ناشي از مواد آلرژن يا اشتباه در برچسب هاي مربوطه به نحوه چشمگيري افزايش يافته است.

آلرژيهاي گروه ( Big 8 ) در آمريكا كه حدود 90 درصد مواد آلرژن قابل توجه در موادغذايي را در بر مي گيرند عبارتند از :

- بادام زميني و فراورده هاي آن مثل دانه هاي روغني ، كره ، پروتئين ، آرد و .........
- نباتات ( دانه هاي درختي ) مثل بادام ، فندق ، پسته ............ و مشتقات آنها مثل كره و روغن نباتي ، پروتئين دانه و غيره
- شير و مشتقات و فرآورده هاي آن ( پروتئين شير ، ماست ، توليدات شيرخشك
- تخم مرغ و مشتقات آن ( زرده – سفيده – پودر تخم مرغ و پروتئينهاي جدا شده از تخم مرغ
- پروتئينهاي دريايي ( خرچنگ- صدف- ميگو و انواع صدفهاي دريايي ) و تمام مشتقات آنها و انواع پروتئين ها جدا شده از اين مواد
- سويا و مشتقات آن ، شامل روغن ، پروتئين ها ي جدا شده
- گندم و مشتقات آن ( شامل نشاسته ، آرد سبوس )

2- مواد آلرژن پروئين هاي طبيعي هستند با مشخصات و رفتارهاي قابل توجه زياد براي متخصيصن ايمني و تضمين كيفيت موادغذايي كه تلاش مي كنند آنها را كنترل و از بروز آنها جلوگيري كنند.

مواد آلرژن جزو مواد آلي محسوب مي شوند ولي مواد آلي بصورت ساختارهايي زنده نيستند كه در آب قابل حل باشند. اين مواد فقط به ميزان اندك قابل حل در محلولهاي اسيدي ( برخي مراجع ) و قابل حل در بازها مي باشند.

آلرژنها را به سختي مي توان از سطوحي كه در مرحله پخت به آن مي چسبند مثل پروتئين گندم در خشك كن ها ، جدا كرد چرا كه آنها نسبت به حرارت ، پروتئوليز ومقادير زياد PH مقاوم هستند.

با در نظر گرفتن اين مشخصه هاي مواد آلرژن ، گروههاي تضمين كيفيت ، بهداشت و سلامت موادغذايي هنگام طراحي يك برنامه كنترل مواد آلرژن مي توانند عناصر ، طراحي ساختمانها و تجهيزات بهداشتي را بهتر با هم تركيب كنند تا هم از مخاطرات HACCP و هم از آلودگيهاي ناشي از مواد آلرژن اجتناب ورزند.

عناصر طراحي بهداشتي ( محيط داخلي و خارجي)  :
اگر يك متخصص بهداشت موضوع طراحي بهداشتي را از جنبه هاي آلرژي موادغذايي مورد بررسي قرار دهد به رابطه نزديك مابين خطرات شيميايي ، ميكروبيولوژيكي و فيزيكي و آلودگي هاي آلرژي زايي درصنايع غذايي پي مي برد. هر چند تفاوتهاي واضحي در اين مورد به چشم مي خورد. براي مثال ، يكي از تفاوتهاي مشخص كنترل مواد آلرژي زا و مواد ميكرو بيولوژيكي در استفاده از حرارت است. ميكروبها با استفاده از حرارت كنترل و از بين مي روند ولي مواد آلرژن به حرارت مقاومند . اين مواد بايستي از طريق مواد شوينده و يا در يك سيستم خلاء خشكشوئي خوب از بين روند.

بنابراين استفاده از تجهيزات و امكانات مناسب در جلوگيري از آلودگي هاي آلرژن در محيط صنايع غذايي بسيار حياتي و مهم است و مي تواند كليد كنترل موفق آلودگي بالقوه آلرژي محسوب شود.

طراحي بهداشتي براي كنترل خطرات فيزيكي و شيميايي و ميكروبي از محيط خارجي صنايع غذايي آغاز مي گردد. جلوگيري از نفوذ آلودگي از محيط خارج بوسيله حشرات ، حيوانات موذي مانند جوندگان ، پرندگان و انواع ميكروبهاي محيط خارجي با استفاده از يك طراحي ساختماني مناسب و ايجاد سيستم تهويه مطبوع مدرن ، طراحي مكانهاي نزديك به بخشهاي توليدي موادغذايي به شكلي كه از نفوذ اين عوامل آلوده كننده جلوگيري مي كنند از مسائل بسيار مهم و حساس در HACCP ميباشد. مكانهاي تخليه مواغذايي و درهاي ورودي در طراحي بهداشتي مكانهاي صنايع غذايي بسيار اهميت دارند و در واقع اين مكانها مقدمه جبهه مبارزه آلودگيهاي خارجي مي باشند.براي جلوگيري از نفوذ حشرات و پرندگان مسدود كردن اين مكانها بوسيله تجهيزات لازم كه بتواند بلافاصله بعد از تخليه مواد غذايي درهاي انبارهاي موادغذايي را ببندند و ايجاد سيستم هاي تهويه لازم كه در نگهداري از مواد تخليه شده بصورت سالم عمل نمايند.از عناصر بسيار مهم در جلوگيري از آلودگي هاي خارجي هستند.گاهي بعد از تخليه موادغذايي درب انبارهاي تخليه بازمانده و حيوانات گياه خوار ، پرندگان و حشرات به آنجا نفوذ مي كنند و با لانه سازي و تخم گذاري زمينه هاي آلودگي هاي بعدي را فراهم مي آورند.

بجاي مسدود كردن انبارهاي تخليه ( زمانيكه توسط سازمان بهداشت آمريكا مجوز داده شده باشد )مي توان از نوعي سايبان يا سقفهاي ويژه در مكانهاي تخليه استفاده نمود. البته اين سايبانها بايد مورد بازديد دوره اي قرار گيرند تا محل تخم گذاري و لانه سازي حشرات و پرندگان نشوند.

سطوح تخليه بار بايد طوري مسدود شوند كه جوندگان موذي وارد مكانهاي تخليه موادغذايي نشوند.

استفاده از سطوح فلزي عمودي يك نوع آوري در مكانهاي تخليه موادغذايي مي باشد طراحي اين نوع آسانسورها ( Levelerpit ) را در زماني كه در بسته است از سيستم خارج مي كنند و از ورود هر نوع جانور مزاحم در سطوح پائيني انبار جلوگيري مي كند.

امكان دوم استفاده از دربهاي dock توصيه شده از نوع بلندكن عمودي مي باشد انتخاب اين نوع درب over head ( بالاي سطح ) برگرفته از نوع rollup با هيچ hou sing ( پائين سطح ) مي باشد كه از ورود حشرات جلوگيري مي كند و اگر اين حشرات قبلا" نفوذ كرده باشند بايد بوسيله مواد حشره كش به طور مرتب نابود شوند. واضح است كه هرچه امكانات و وسايل پيشگيري از نفوذ اين مزاحم مناسب تر باشند صنايع غذايي درمراحل مختلف با مشكلات بهداشتي كمتري روبرو خواهد شد.

در طراحي بهداشتي مكانهاي صنايع غذايي بيشتر در رابطه با سقف ها ، كف ها ، ديوارها و سالن ها ، تجهيزات و سيستمهاي HVAC هم براي كنترل ميكروبي و هم آلرژن مورد توجه است.
كف سالنها :

در يك كارخانه توليد موادغذايي سطوح سالنها مهمترين مكانهاي خطرزا هستند كف سالن ها در معرض آلودگيهاي شيميايي ، مكانيكي ، حرارتي و هرنوع آلودگي ديگر قرار مي گيرند كه مي توانند اين مكانها را در معرض خطر قرار دهند . سطوح اين سالنها بايد توسط سنگ يكپارچه پوشانده شوند تا اين آلودگيها سريعتر پاك شوند.سطوح بتوني در صنايع غذايي ممكن است بعد از مدتي شكافته شوند و مركز تجمع انواع ميكروبها گردند اين نوع سطوح بايد بوسيله مواد ضد عفوني كننده و يا كف ضد عفوني كننده مرتب شسته شوند ولي همواره نشانه هايي از تجمع ميكروبها را نشان ميدهند. اين ميكروبها مي توانند توسط پرسنل نيز به مواد غذايي انتقال داده شوند.

مواد آلرژن نيز از طريق مادغذايي مجاور خط توليد يا شيوه هاي مشابه انتقال مواد ميكروبي به موادغذايي در حال توليد انتقال يابند. بنابراين سطوح سالنها بايد يكنواخت – غير قابل نفوذ باشند و براحتي قابل نظافت باشد.

ديوارها :
گرچه ديوارها همچون كف سالنها از حساسيت بهداشتي بالايي برخوردار نيستند ولي آنها نيز با سطحي يكنواخت ، غير قابل نفوذ و همواره تميز برخوردار باشند تا منافذ تجمع ميكروبها و حشرات نگردند و از طرف ديگر از سرايت مواد آلرژن از راه انتقال گرد و خاك محيط و از طريق تماس با موادغذايي آلوده جلوگيري شود.

اين سطوح بايد از سقف تا كف رابطور يكنواخت در برگيرد تا براحتي قابل تميز كردن باشد. مواد ساختماني بسيار متنوعي در بازار وجود دارند كه مي تواند در ساختن ديوارهاي سالنهاي توليد غذا مورد استفاده قرار گيرد همانند انواع فايبر گلاس ها ، پوششهاي غير قابل نفوذ يكپارچه ، هرچه مكان مورد بحث از لحاظ آلودگي حساس تر باشد بايد توجه بيشتري نسبت به پوشش ديواره ها نشان داد. هر نوع آلات و ابزاري كه روي ديوار نصب مي شود همانند آويزها ، چراغها ، سوئيچ ها بايد حداقل فاصله با ديوار داشته باشند و پشت آنها براحتي قابل دسترسي و تميز كردن باشند تا از ايجاد مراكز تجمع ميكروبها و حشرات مواد آلوده آلرژن جلوگيري شود.

سقفها :
بعضي از مناطق مورد استفاده صنايع غذايي بهتر است بدون سقف باشند و يا توسط يك پانل 4*2 پوشانده شوند. سقف ها بعنوان يك محافظ براي جلوگيري از افتادن مواد آلوده كننده ( همچون خاك ، تكه هاي رنگ و غيره ) بالاي سالنهاي توليد موادغذايي عمل مي كنند و از آلوده شدن موادغذايي در حال توليد يا مواد توليد شده جلوگيري مي كنند ، نمونه كه در تصوير شماره 2 نشان داده شده است ، فقط بخشي از مشكلات " drop ceiling " جلوگيري مي كند. اين سقفها تا زماني خوب هستند كه پانل هاي آنها خوب چسبيده باشند و يا بهم وصل شده باشند ولي اگر چيزي در بالاي اين سقفها به تمعير يا نگهداري نياز داشته باشد ، دسترسي به آن از طريق پانل مشكل است و خود اين موضوع يك دردسر است.جابجا كردن اين پانل ها نيز سخت است و هواي ميان آنها از طريق شكافهايي كه در اثر مرور زمان ايجاد مي شود آلوده ميگردد و اين آلودگي به فضاي داخل سالن نفوذ مي كند بعلاوه فضاي بالاي اين پانل ها براي مبارزه با حشرات موذي به آساني قابل دسترسي نيستند.

يك طراحي مناسب بهداشتي در صنايع غذايي نيازمند ايجاد سقفهايي هستند كه براحتي بتوان روي آن راه رفت ، حداقل در مكانهايي كه در آنجا تهيه و توليد موادغذايي انجام ميشود و توليدات غذايي رو باز هستند نمي توان اين روند توليدي را سرپوشيده انجام داد. تمام امكانات رفاهي مورد نظر براي استفاده در صنايع غذايي بايد بالاي سقفها و درمكانهاي قابل دسترسي قرار داشته باند تمام تجهيزات قابل مشاهده و تعمير و نگهداري در اختيار باشد.

تجهيزاتي كه بصورت افقي در زير سقف قرار مي گيرد بايد حذف شوند و اين تجهيزات بصورت عمودي و كاملا" قابل مشاهده باشند. تجهيزات تهويه مطبوع و خنك كننده – چندي پيش FDA ( سازمان اجرايي موادغذايي و دارويي آمريكا ) بيانيه زير را صادر كرد :

" آلودگي در هواي سالنهاي صنايع غذايي در اثر نوعي آلودگي پاتوژنيك patho genic قابل مشاهده است." متاسفاه اين شرايط ثابت شده است و به نمونه هايي كاملا" گسترده تبديل گشته است . طراحي بهداشتي سيستم هاي HVAC به موضوع اصلي در نوسازي و بويژه ايجاد صنايع غذايي جديد مبدل شده است . تاكيد اصلي بر فشار هواي مثبت در مكانهاي بسته بندي ، پروسه توليد است در اين مكانها در اثر مشكلات تهويه مطبوع ميكرو ارگانيسم ها در هواي فيلتر شده تهويه مطبوع به فراواني ديده مي شوند.
هواي خارجي پر از ذراتي است كه ميكروبها را حمل مي كنند و اين ذرات از مكانهايي كه بسته بندي پروسه توليد موادغذايي انجام مي شود ، بايستي دور نگهداشته شوند.
فشار هواي مثبت از ورود هواي آلوده به اين مكانها جلوگيري مي كند جريان توليد در مكانهايي كه مقررات بهداشتي سيستم HVAC با جديت اعمال مي شود. تا سلامتي تضمين گردد. آلودگي آلرژن نيز با طراحي سيستم HVAC كاهش مي يابد. اگر محصول توليد شده و يا يكي از عناصر آن داراي يكي از مواد آلرژن باشد اين مواد آلرژن به نوعي در مرحله توليد وارد شود اين به روند توليد موادغذايي آسيب مي زند و خطوط توليد را در اتاق پروسه غذايي نيز آلوده ميسازد . بنابراين بايد يك سيستم پوششي مناسب در نظر گرفته شود.( hood system )
يك سيستم پوششي قادر است كه با فيلتر كردن گرد و خاك ايجاد شده در اتاقهاي توليد و ايجاد فشار هواي مثبت تا حدود 35% گرد و خاك هاي 50 تا 100 ميكرون را فيلتر كند و بسيار مورد استفاده در صنايع غذايي است . يك سيستم خوب پوششي مي تواند تا 95% در حدود 5 ميكرون قابل عمل كردن است . اين حد فيلتر كردن گرد و خاكي را كه ميكروبهاي فراواني با خود همراه مي آورد جذب مي كند و از ايجاد بسياري از آلرژن هاي غذايي جلوگيري مي كند.

تجهيزات :
يكي از موثرترين روشهاي كه در طراحي بهداشتي مكان هاي صنايع غذايي بكار گرفته شود استفاده از تجهيزاتي است كه از آلودگي ميكروبي و حمل كننده هاي اين آلودگي ها و ديگر آلودگي ها آلرژن جلوگيري مي كند. اين تجهيزات بايستي براحتي قابل نظافت باشند.

تجهيزاتي كه از اهداف بهداشتي برخوردار هستند بسرعت جاي خود را در صنايع غذايي پيدا مي كنند. FDA تاكيد كرده است كه تجهيز كردن تمامي صنايع غذايي با وسايل و تجهيزاتي كه قابل تميز كردن خود را دارند و امكان ايجاد فضاي عاري از آلودگي هاي گوناگون در محيط صنايع غذايي را دارند ، هدف نهايي بازرسان اين آژانس است . صنايع غذايي نيز در تلاش است كه در رابطه با توليد كنندگان تجهيزات توليد و فرآوري آنها را تشويق به توليد ماشين آلاتي كند كه امكان اجراي مقررات طراحي بهداشتي منظم را بسرعت فراهم آورد.

براي مثال : انجمن صنايع گوشت آمريكا ( AMI ) مقرراتي 10 ماده اي را تنظيم كرده است كه به توليد تجهيزات ماشين آلات توليد كنندگان فرآورده هاي گوشتي و توليد كنندگان فرآورده هاي گوشتهاي آماده مصرف بهترين شيوه هاي توليد اين تجهيزات را آموزش مي دهد و بر آنها براساس اين مقررات نظارت مي كند.

IFPA نيز در تدارك ايجاد و اجراي چنين مقرراتي است كه توليد كنندگان موادغذايي خاص را ملزم مي سازد كه بهترين روشهايي بهداشتي در رابطه با تجهيزات توليد كنندگان موادغذايي در پيش گيرند.
اصولا" ، معيارهاي گوناگوني در رابطه با تجهيزات فرآوري موادغذايي وجود دارد.

بطور كلي ، توليد كنندگان موادغذايي بايد در تدارك تجهيزاتي در رابطه مستقيم با موادغذايي باشند كه غير قابل جذب باشند ،غير قابل فرسودگي باشند و با مواد غذايي تركيب شيميايي ايجاد نكنند ، ضد آلودگي باشند و براحتي قابل تميز كردن باشند اين معيارها مي توانند در مورد عوامل ميكروبي در نظر گرفته شوند و هم شامل مواد آلرژن باشند.

اين تجهيزات نبايد لبه هاي افقي داشته باشند و يا نقاطي از آنها دور از دسترس براي تميز كردن باشند و يا داراي پيچ هايي در سطح خارجي دستگاه باشند كه محل تجمع باكتريها و موادغذايي فاسد شدني هستند.

طراحي صنعتي اين ماشين آلات نبايد شامل قسمتهاي داخلي باشد كه امكان دسترسي بهداشتي به آنها محدود باشند و براحتي قابل بررسي و پاك سازي و ضد عفوني باشند.

در شرايط ايده آل يك دستگاه فرآوري مواغذايي از امكاناتي بايد برخوردار باشد كه حداقل امكان آلودگي آلرژيك را فراهم آورد. و ريسك اين آلودگي را به پائين ترين سطح ممكن برساند. در شرايطي كه اين امكانات فراهم نشود ، توليد كنندگان موادغذايي بايد تلاش كنند كه از انتقال آلودگي هاي آلرژن از خطوط توليد كه بطور غير قابل اجتنابي حامل اين آلودگي هستند به خطوط توليدي حساس و نهايي توليد جلوگيري كنند خطر اين آلودگي ها به حداقل ممكن كاهش يابد. بعضي از اين روشها با مجهز كردن خطوط توليد به چراغهاي ويژه بازرسي تمام مدت براي كشف مواد آلرژن حذف بعضي از كمربندهاي انتقال دهنده ، ايجاد خطوط توليد باز خوراند ( refeeding ) و اطمينان يافتن از اين موضوع كه ابزارنگهداري و نظافت ماشين آلات قابليت پوشش دادن به مواد ميكروبي و مواد آلرژن را دارند و هر دوي اين مواد از گردونه مواد خام غذايي و فرآورده هاي غذايي توليد شده حذف ميگردد.

طراحي خطوط توليد موادغذايي به نحوي كه نقاط اضافه شده آلرژيك حذف گرندند موضوع ديگري است كه بايد براساس هر خط توليد بصورت جداگانه مورد توجه قرار گيرد.

موضوعات عملكردي :
در جنبه عملكردي ، توجه به موضوع انتقال دهنده هاي مواد آلرژن در خط توليد ، كنترل كردن دوباره توليد ، طولاني تر شدن پروسه توليد مستقيما" به موضوع كنترل كردن انتقال آلرژن ها ارتباط پيدا مي كند. ديگر شيوه هاي عملكردي شامل اجراي برنامه هاي قوي پيش نياز و شيوه هاي استاندارد اجرايي بهداشت محيط ( SSOPS ) و استفاده از روشهاي مناسب پاكسازي مثل پاك كردن ، ساييدن ، وكيوم كردن ، شستشو و غيره مي باشد كه با وسايل و تجهيزات لازم بايد به صورت دوره اي و منظم انجام گردد. وقتي پروسه پاكسازي درخطوط توليدي انجام ميشود كه داراي مواد آلرژن هستند و اين خطوط در مجاورت خطوط غير آلرژن قرار دارند ، بايد با قرار دادن پوشش ها و پرده هاي مناسب از ترشح به خطوط ديگر جلوگيري شود تا آلودگي گوناگون به خطوط توليد مختلف گسترش نيابد مي توان از آب فشار پايين ( فشار معمولي خانه ها ) استفاده كرد تا از انتشار آلودگي جلوگيري شود . اگر چنين دقت هاي لازمي لحاظ نگردد بسياري از خطوط توليد كه قبلا" تميز شده اند بار ديگر در معرض آلودگي آلرژن و يا ميكروبي قرار مي گيرند. همانطور كه قبلا" اشاره شد استفاده از شلنگهاي حجم بالا و فشار كم مي تواند هر نوع ذره مواد آلرژن را كه يا در خط توليد بوجود آمده است و يا ناشي از مواد آلرژن موجود در يك خط ديگر است از بين ببرد و اين روش همراه با يك طراحي بهداشتي صحيح و براساس استانداردهاي HVAC ميتواند تا مدت زيادي از آلودگي هاي خطوط كناري توليد جلوگيري كند.

بهداشت خطوط توليد و طراحي بهداشتي مناسب امنيت فرآورده هاي غذايي را هنگام توليد تضمين مي كند طراحي امكانات مناسب در اين جهت مي تواند براي رسيدن به استانداردهاي بالاي كيفيت توليد و امنيت غذايي لازم در روند توليد بسرعت و به شكل قابل قبولي موثر واقع خواهد شد.

بهداشت مناسب براي جلوگيري از خطرات آلودگي هاي ممكن HACCP از طريق انتقال دهنده هاي آلرژيك بسيار لازم مي باشد.استفاده از طراحي بهداشتي براي كنترل ميكروبها سالها مورد بحث و گفتگو بوده است موضوع طراحي بهداشتي براي جلوگيري از آلودگي هاي آلرژن تقريبا" يك موضوع جديد است كه اخيرا" در صنايع توليد موادغذايي و فرآورده سازها و رسانه هاي گروهي بوسيله مراكز بهداشتي مدرن مطرح گرديده است و باعث آگاهي متخصصان امر شده است اين روند همچنان رو به گسترش است.

با ايجاد و توسعه آزمايشات مواد آلرژن اين مطلب بسيار مورد توجه قرار گرفته است . تمام اين معيارها به گسترش امكانات و تجهيزاتي منجر شده است كه در كاخانه هاي جديد و مدرن بكار گرفته مي شوند تا بتوانند از انواع آلودگي هاي ممكن در روند توليد جلوگيري كنند تا قبل از اينكه يك كارخانه توليد موادغذايي كار خود را آغاز كند بسيار ساده تر است كه ما بتوانيم با به كارگرفتن تمامي امكانات مدرن به ايجاد يك محيط مطمئن توليد موادغذايي مبادرت كنيم.
 
كاربرد طراحي بهداشتي در جلوگيري از مخاطرات HACCP و آلودگي به مواد حساسيت زا
HVAC : Heating Ventilation and Airconditioning
FDA : Food and Drug Administration
AMI : American Meat Institue
IFPA : International Freshcut Produce Association
HACCP : Hazard Analysis and Critical Control point
SSOPS : Sanitation Standard Operating Procedures
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت   توسط امير محقق  | 

مقدمه ای بر انواع تکیه گاه

مقدمه ای بر انواع تکیه گاه
Piping Supports



مقدمه :
براي تامين ايمني در سيستم‌هاي لوله كشي نياز به تكيه‌گاه (support ) و مهار كننده (restraint)  هميشه حس مي‌شود. در حقيقت اين دو نقش غير قابل انكاري را در ايمن نمودن اين سيستم‌ها ايفا مي‌نمايند. تكيه گاه ها جذب كننده وزن سيستم و كاهش دهنده تنش در سيستم مي باشند. آنها همچنين مقدار افتادگي و شكم دادن (sag ) را در لوله كاهش مي دهند كه اين خود باعث حفاظت از اتصالات جوشي و پيچي مي شود. و همچنين از نشتي (leakage)  در سيستم جلوگيري مي نمايد. تكيه گاه ها نيرو هاي وارد بر نقاط انتهائي نظير نقاط اتصال به نازل هاي تجهيزات را نيز كاهش مي دهند. در اين ميان مهار كننده ها نيز حركات ايجاد شده در لوله را جهت مي دهند و از حركات اضافي جلوگيري مي نمايند منشا ايجاد اين حركات  دما و نيروي وارد بر سيستم نظير باد و زلزله و... است.

 

 

  sup1.jpg

 

 


انواع تكيه گا ه ها و مهار كننده ها

  

1-Pipe Anchor
2- Pipe shoe
3- Stop& Guide
4- Hanger Rod
5- Spring Hanger
6- Pick Up Support
7- Dummy Support
8- Snubber

9- Field Support  

 

 

 



1) Pipe Anchor
اين تكيه گاه به گونه اي مي باشد كه تمامي حركات را در نقطه اي ثابت و محدود مينمايد. اين تكيه گاه تمامي شش درجه آزادي لوله را ميگيرد. بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه لزوما نقاطي كه ANCHOR  مي شوند ارتباط مستقيمي با نتايج تحليل تنش دارند.
اين تكيه گاه به گونه اي طراحي مي شود كه عملا رفتار دو طرف لوله را از هم مجزا نمايد. چون اجازه هيچگونه انتقال حركتي را به لوله نمي دهد.براي  Anchor  نمودن يك لوله آن را به صورت مستقيم به سازه تكيه گاه جوش مي دهند.در صورتي كه لوله عايق داشته باشد و با به هر علت ديگري از  shoe  استفاده شود shoe   به سازه   تكيه گاه جوش ميشود.

pipe shoe.jpg

2)Pipe shoe
غالبا براي جلوگيري از از هدر رفتن دما در لوله هاي با حرارت بالا و يا حتي تامين ايمني كاركنان اطراف لوله ها، آنها را عايق مينمايند. و بايد به اين نكته نيز توجه داشت لوله اي كه عايق گرديده اگر به صورت مستقيم بر روي سازه تكيه گاه قرار گيرد عايق لوله صدمه مي بيندبراي حل اين مشكل از  shoe استفاده مي شود .
 Shoe از يك طرف به لوله جوش مي شود و از طرف ديگر روي تكيه گاه مينشيند.(مانند شكل )
از ديگر موارد استفاده از shoe  ها در خطوط شيبدار ميباشد و كه لوله به علت داشتن شيب توسط shoe  بر روي سازه مينشيند.


3)Guide  
Guide ها در گروه مهار كننده ها  (Restraints )  قرار مي گيرند از guide  ها زماني استفاده مي شود كه محدود نمودن كلي لوله مد نظر نيست .pipe guide  ها حركت لوله ها را در جهت عمود بر راستاي لوله محدود مينمايند.عموما از انها در روي pipe rack  ها در فواصل معين و مساوي استفاده مي شود.
به اين نكته بايد اشاره كرد كه pipe guide  ها از حراتجانبي در لوله جلوگيري مي نمايند بر خلاف pipe anchor  ها كه هم  به لوله و سازه تكيه گاه جوش مي شوند giude  ها به لوله جوش نمي شوند و فقط به سازه جوش ميشوند. sup2.jpg
و در لوله هائي كه از shoe  استفاده مي شود giude  ها shoe را محدود مينمايند مانند شكل.



4)Hanger Rod
استفاده از تيرهاي آويز (Hanger Rod  ) در تكيه گاه گذاري (Supporting  ) روشي استاندارد و رايج مي باشد. هنگامي كه بخواهيم لوله يا لوله هائي را از بالا بگيريم از اين گونه تكيه گاه ها استفاده مي نمائيم. تير هاي آويز  توسط يك سازه از بالا معلق نگه داشته مي شوند . تير هاي آويز به دو دسته مختلف تقسيم مي شوند

hanger1.jpg
دسته اول براي معلق نگه داشتن يك لوله است
و دسته دوم  براي معلق نگه داشتن چندين لوله به كار ميروند
دسته اول از اجزا ساده وكمي تشكيل شده اند از يك تير ياميله و يك clamp  
دسته دوم كه براي معلق نگهداشتن چند لوله كاربر دارد را گاهي اوقات trapeze نيز مي نامند. اجزاء آن شامل  يك تير با مقطع مشخص (مانند HEA  ) كه از طرفين انتهائي توسط دو ميله معلق نگه داشته شده است ،مي باشند.طول اين تكيه گاه( طول تيري كه لوله ها بر روي آن مي نشينند ) مي تواند تا 3 متر باشد و بايد به اين نكته نيز توجه داشت هر چقدر اين طول كمتر باشد مقدار نيروئي كه قادر به تحمل آن است نيز افزايش مي يابد.
hanger2.jpg

 

5)Spring Hanger
اين نوع تكيه گاه را مي توان يك تير آويز انعطاف پذير دانست بدين صورت كه هنگامي لوله تحت تاثير دما قصد حركت و جابجائي در جهت بالا و پائين را داشته باشد Spring Hanger  به گونه اي عمل مي نمايد كه همراه لوله عكس العمل نشان مي دهد و در عين حال وزن سيستم را مي گيرد.
بايد به اين نكته نيز اشاره داشت كه اين تكيه گاه به صورت معكوس هم وجود دارد. در اين حال Spring  آويزان نيست بلكه لوله اين بار بر روي آن مي نشيند. در هر صورت spring  support  ها براي مقابله با پديده Lift Off  ( بلند شدن لوله از روي تكيه گاه ) كاربرد دارند.
Spring ها به دو دسته متغير (variable) و ثابت (constant) تقسيم مي شوند.نوع متغير رايج تر و البته ارزان تر است كه در مقابل فشردگي و جمع شدگي عكس العمل معمول يك فنر را نشان مي دهد

spring 2.jpgspring 1.jpg
 F= kx
F نيروي فنر
 K  ثابت فنر
X  مقدار جابجائي ( فشردگي يا باز شدگي فنر نسبت به حالت اوليه )
همانطور كه از اين رابطه بر مي آيد با تغيير مقدار x  مقدار F  نيز تغيير مينمايد. پس نيروي وارده به لوله  تابعي از جابجائي است كه در لوله وارد مي شود.
نوع ثابت بر خلاف نوع متغير در مقابل فشردگي و باز شدگي فنر يك نيروي ثابت عكس العملي از خود نشان مي دهد پس از يك مكانيزم نسبتا پيچيده تري نسبت به نوع اول بر خوردار است .اين نوع فنر نسبت به نوع اول گرانتر نيز مي باشد.

 

  6) Pick Up Support
معمولا بر روي rack  ها فاصله بين تير ها بيشتر از شش متر است يا در مواردي براي خطوطي كه سايز بالائي دارند فاصله بين تكيه گاه  بيشتر از هفت متر مي باشد.در عين حال اگر خطوطي كه سايز كمي دارند در كنار اين خطوط قرار گيرند اين span  ( فاصله بين دو تكيه گاه ) بيشتر از span مجاز براي خطوط كوچكتر است . و حتما لوله هاي كوچكتر شكم خواهند داد كه اين خود ايجاد كننده pocket    و يا مشكلات ديگري در جوش ها و ... شود.براي حل اين مشكل از Pick Up Support ها    استفاده مي شود .بدين صورت كه از طريق خط لوله قطور تر خط لوله كوجكتر گرفته مي شود. همانطور كه در شكل ديده مي شود مي توان با استفاده از يك پروفيل مانند شكل يك L   شكل سيستمي را با توجه به بزرگ بودن قطر لوله اصلي تاماده نمود كه براي لوله نازك تر به عنوان تكيه گاه عمل نمايد.. اين كار عموما بين دو تكيه گاه اصلي صورت مي گيرد.

7) Dummy Support
اين نوع تكيه گاه در مواقعي كه امكان استفاده از ديگر انواع تكيه گاه ها نباشد استفاده مي شود در زماني كه لوله توسط يك elbow  تغيير مسير مي دهد به elbow  يك لوله ديكر جوش مي شود كه اين لوله (Dummy Leg  (  بر روي سازه تكيه گاه مي نشيند.

 

sup3.jpg


8) Snubber
يك Snubber  يا شوك گير يك مهار كننده (Restraint ) هيدروليكي يا مكتنيكي مي باشد كه براي مهار بارهاي ديناميكي به كار مي رود.( نمونه هاي بار ديناميكي را مي توان بارهائي كه توسط زلزله،ضربه قوچ ،ضربه شير اطمينان و... توليد مي شوند، دانست. )
اولين مزيت Snubber   ها اين است كه قادر هستند در موقعيت هائي كه انبساط و انقباض تحت دما مانع از استفاده يك تكيه گاه صلب مي شود. وقتي كه يك لوله تحت دما آرام آرام و به تدريج حركت مي كند يك Snubber    طوري طراحي شده است كه به صورت تدريجي جمع يا باز مي شود كاملا منطبق بر حركت لوله و زماني كه يك ضربه ناگهاني به سيستم وارد مي شود ابزار هاي داخلي Snubber  در برابر ضربه ناگهاني مقاومت مي كنمايند. و جلوي حركت لوله را تحت اين ضربات مي گيرند در اين حالت گفته مي شود Snubber  در حالت قفل (Look Up ) مي باشد. snubber.jpg
Snubber قادر به جذب نبروي وزن در سيستم نيست. و بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه وزن Snubber  و شرايطش بايد در تحليل تنش سيستم لوله كشي در نظر گرفته شود.

 

 



9)Field Support   
هنگامي كه لوله از Rack  خارج مي شود و تغيير ارتفاع مي دهد و به زمين نزديك مي شود با توجه به دور شدن لوله  از سازه ها و ديگر دسترسي هائي كه براي تكيه گاه گذاري لوله استفاده مي شود  از نوع ديگري از تكيه گاه ها استفاده مي شود در اين نوع تكيه گاه لوله از زمين گرفته مي شود كه مي تواند يك مكعب بتوني باشد كه sleeper  ناميده مي شود يا به جز مكعب بتوني سازه كوچكتر بروي آن قرار مي گيرد تا به عنوان تكيه گاه و مهار كننده لوله بر روي آن بنشيند.


عوامل تاثير گذار در انتخاب تكيه گاه ها و مهار كننده ها
1-وزن سيستم
2-دسترسي به سازه فلزي
3-مسير وجهت نيرو يا جابجائي
4-دماي سيستم
5-مقدار بلند شدن لوله از روي تكيه گاه تحت دما
6-شرايط لوله نظير داشتن عايق و يا شيب دار بودن



و....
انتخاب صحيح و به صرفه تكيه گاه در سيستم هاي لوله كشي يكي از مهمترين و در عين حال پيچيده ترين كارها براي كارشناس تكيه گاه گذاري مي باشد. در ضمن بايد به اين نكته را نيز يادآور شد كه خيلي از مشكلات و سختي هاي

تكيه گاه گذاري (supporting)  و انتخاب آن با روند صحيح در مرحله طراحي سيستم حل مي شود. در حقيقت يك تكيه گاه گذاري خوب ريشه در طراحي خوب سيستم لوله كشي دارد. سيستم لوله كشي بهتر است در اطراف سازه هاي فلزی طراحي شود تا يك مسير منطقي و بهينه را براي تكيه گاه گذاري سيستم فراهم آورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت   توسط امير محقق  | 

خلاصه هاي از روش هاي جوشكاري

اريخچه ي مختصراز جوشکاري دستي قوس برقي(S.M.A.W)

قوس برقي در سال 1807توسط سرهمفري ديوي کشف شد ولي استفاده از آن در جوشکاري فلزات به يکديگر هشتاد سال بعد از اين کشف ، يعني در سال 1881 اتفاق افتاد. فردي به نام آگوست ديمري تنز در اين سال توانست با استفاده از قوس برقي و الکترود ذغالي صفحات نگهدارنده انباره باطري را به هم متصل نمايد.بعد از آن يک روسي به نام نيکولاس دي بارنادوس با يک ميله کربني که دسته اي عايق داشت توانست قطعاتي را به هم جوش دهد. وي در سال 1887 اختراع خود را در انگلستان به ثبت رساند.اين قديمي ترين اختراع به ثبت رسيده در عرصه جوشکاري دستي قوسي برقي مي باشد.فرايند جوشکاري با الکترود کربني در سالهاي 1880و1890در اروپا و آمريکا رواج داشت ولي استفاده از ولت زياد (100 تا 300ولت)و آمپر زياد (600تا 1000آمپر)در اين فرايند و فلز جوش حاصله که به علت ناخالصيهاي کربني شکننده بود همه باعث مي شد اين فرايند با اقبال صنعت مواجه نشود.
جهش از اين مرحله به مرحله فرايند جوشکاري با الکترود فلزي در سال 1889 صورت گرفت.در اين سال يک محقق روس به نام اسلاويانوف و يک آمريکايي به نام چارلز کافين(بنيانگذار شرکت جنرال الکتريک)هرکدام جداگانه توانستند روش استفاده از الکترود فلزي در جوشکاري با قوس برقي را ابداع نمايند.
در آغاز قرن بيستم جوشکاري دستي با قوس برقي مورد قبول صنعت واقع شد. عليرغم ايرادهاي فراوان(استفاده از مفتول لخت و بدون روکش)مورد استفاده قرار گرفت.در آمريکااز مفتول لخت که داراي روکش نازکي از اکسيد آهن که ماحصل زنگ خوردگي طبيعي و يا بخاطر پاشيدن عمدي آب بر روي کلافهاي مفتول قبل از کشيده شدن نهايي بود استفاده مي شد و گاهي اين مفتول لخت با آب آهک آغشته مي شد تا در هر دو وضعيت بتواند ثبات قوس برقي را بهتر فراهم آورد.آقاي اسکار کجل برگ سوئدي را بايد پدر الکترودهي روکش دار مدرن شناخت وي نخستين شخصي بود که مخلوطي از مواد معدني و آلي را به منظور کنترل قوس برقي و خصوصيات مورد نظر از فلز جوش حاصله با موفقيت به کار برد.وي اختراع خود را در سال 1907 به ثبت رساند.ماشينهاي جوشکاري با فعاليت هاي فوق الذکر به روند تکاملي خود ادامه مي دادند.در سالهاي 1880 مجموعه اي از باطري پر شده به عنوان منبع نيرو در ماشين هاي جوشکاري به کار گرفته شد.تا اينکه در سال 1907 نخستين دستگاه Generator جوشکاري به بازار آمريکا عرضه شد.

جوشکاري با گاز يا شعله
جوشکاري با گاز يا شعله يکي ازاولين روشهاي جوشکاري معمول در قطعات آلومينيومي بوده و هنوز هم در کارگاههاي کوچک در صنايع ظروف آشپزخانه و دکوراسيون و تعميرات بکارميرود. در اين روش فلاکس يا روانساز يا تنه کار براي برطرف کردن ليه اکسيدي بکار ميرود.
مزايا:سادگي فرايند و ارزاني و قابل حمل و نقل بودن وسايل
محدوده کاربرد:ورقهاي نازک 8/0تا 5/1ميليمتر
محدوديتها:باقي ماندن روانساز لابلاي درزها و تسريع خوردگي - سرعت کم – منطقه H.A.Zوسيع است .
قطعات بالاتر از 5/2ميليمتر را به دليل عدم تمرکز شعله و افت حرارت بين روش جوش نميدهند.
حرارت لازم در اين روش از واکنش شيميايي گاز با اکسيژن بوجود مي ايد.
حرارت توسط جابجايي و تشعشع به كار منتقل مي شود. قدرت جابجايي به فشار گاز و قدرت تشعشع به توان چهارم درجه حرارت شعله بستگي دارد. لذا تغيير اندکي در درجه حرارت شعله مي تواند ميزان حرارت تشعشعي و شدت آنرا بمقدار زيادي تغيير دهد.درجه حرارت شعله به حرارت ناشي از احتراق و حجم اکسيژن لازم براي احتراق و گرماي ويژه و حجم محصول احتراق(گازهاي توليد شده) بستگي دارد. اگر از هوا براي احتراق استفاده شود مقدار ازتي که وارد واکنش سوختن نمي شود قسمتي از حرارت احتراق راجذب کرده و باعث کاهش درجه حرارت شعله مي شود.بنابرين تنظيم کامل گاز سوختني و اکسيژن لازمه ايجاد شعله بادرجه حرارت بالاست. گازهاي سوختني نظير استيلن يا پروپان يا هيدروژن و گاز طبيعي نيز قابل استفاده است که مقدار حرارت احتراق و در نتيجه درجه حرارت شعله نيز متفاوت خواهد بود. در عين حال معمولترين گاز سوختني گاز استيلن است.
تجهيزات و وسايل اوليه اين روش شامل سيلندر گاز اکسيژن و سيلندر گاز استيلن يا مولد گاز استيلن و رگولاتور تنظيم فشار براي گاز و لوله لاستيکي انتقال دهنده گاز به مشعل و مشعل جوشکاري است.
استيلن با فرمول C2H2 و بوي بد در فشار بالا ناپيدار و قابل انفجار است و نگهداري و حمل و نقل آن نيازبه رعايت و مراقبت بالا دارد.فشار گاز در سيلندر حدود psi 2200است و رگولاتورها اين فشار را تا زير psi 15 پايين مي آورند.و به سمت مشعل هدايت مي شود.(در فشارهاي بالا ايمني کافي وجود ندارد).توجه به اين نکته نيز ضروري است که اگر بيش از 5 مترمکعب در ساعت ازاستيلن استفاده شود از سيلندر استن بيرون خواند زد که خطرناک است.
بعضي اوقات از مولدهاي استيلن براي توليد گاز استفاده مي شود. بر اساس ترکيب سنگ کاربيد با آب گاز استيلن توليد ميشود.
CaC2 + 2 H2O = C2H2 + Ca(OH)2
روش توليد گاز با سنگ کاربيد به دو نوع کلي تفسيم ميشود.
1-روشي که آب بر روي کاربيد ريخته ميشود.
2-روشي که کاربيد با سطح آب تماس حاصل ميکند و باکم و زياد شده فشار گاز سطح آب در مخزن تغييرمي کن
رگولاتورها(تنظيم کننده هاي فشار) هم داراي انواع گوناگوني هستند و براي فشارهاي مختلف ورودي و خروجي مختلف طراحي شده اند.رگولاتورها داراي دو فشارسنج هستند که يکي فشار داخل مخزن و ديگري فشار گاز خروجي را نشان ميدهند. رگولاتورها در دو نوع کلي يک مرحله اي و دو مرحله اي تقسيم ميشوند که اين تقسيم بندي همان مکانيزم تقليل فشار است. ذکر جزييات دقيق رگولاتورها در اينجا ميسر نيست اما اطلاع از فرايند تنظيم فشار براي هر مهندسي لازم است(حتما پيگير باشيد).
کار مشعل آوردن حجم مناسبي از گاز سوختني و اکسيژن سپس مخلوط کردن آنها و هدايتشان به سوي نازل است تا شعله مورد نظر را يجاد کند.
اجزا مشعل:

جوشكاري
الف-شيرهاي تنظيم گاز سوختني و اکسيژن
ب-دسته مشعل
ج-لوله اختلاط
د-نازل
قابل ذکر اينکه طرحهاي مختلفي درقسمت ورودي گاز به لوله اختلاط مشعل وجود دارد تا ماکزيمم حرکت اغتشاشي به مخلوط گازها داده شود و سپس حرکت گاز در ادامه مسير در ادامه مشعل کندتر شده تا شعله اي آرام بوجود ايد.
در انتها يادآور مي شود مطالب بسيار زيادي در اين خصوص وجود داشت که بدليل عدم امکان نمايش تصاوير که عمدتا اسکن هم نشده اند بيش از اين به شرح و توضيح آنها نپرداختم.از جمله ين مطالب شناسايي نوع شعله(از لحاظ قدرت و کاربرد) بود. يا نشان دادن چند نوع رگولاتور از نماي شماتيک و ... .
پيچيدگي((Distortion
پيچيدگي و تغيير ابعاد يکي ازمشکلاتي است که در اثر اشتباه طراحي و تکنيک عمليات جوشکاري ناشي ميشود. با فرض اجتناب از ورود به مباحث تئوريک تنها به اين مورد اشاره ميکنيم که حين عمليات جوشکاري به دليل عدم فرصت کافي براي توزيع يکنواخت بار حرارتي داده شده به موضع جوش و سرد شدن سريع محل جوش انقباضي که ميبايست در تمام قطعه پخش ميشد به ناچار در همان محدوده خلاصه ميشود و اين انقباض اگر در محلي باشد که از نظر هندسي قطعه زاويه دار باشد منجر به اعوجاج زاويه اي(Angular distortion) ميشود.در نظر بگيريد تغيير زاويه اي هرچند کوچک در قطعات بزرگ و طويل چه ايراد اساسي در قطعه نهايي ايجاد مي کند.
حال اگر خط جوش در راستي طولي و يا عرضي قطعه باشد اعوجاج طولي و عرضي(Longitudinal shrinkage or Transverse shrinkage) نمايان ميشود. اعوجاج طولي و عرضي همان کاهش طول قطعه نهايي ميباشد. اين موارد هم بسيار حساس و مهم هستند.
نوع ديگري از اعوجاج تاول زدن يا طبله کردن و يا قپه Bowing)) ميباشد.
ذکر يکي از تجربيات در اين زمينه شايد مفيد باشد. قطعه اي به طول 20 متر آماده ارسال براي نصب بود که بنا به خواسته ناظرميبايست چند پاس ديگر در تمام طول قطعه جوش داده ميشد.تا ساق جوش 2-3ميليمتر بيشتر شود.بعد از انجام اينکارکاهش 27ميليمتري در قطعه بوجود آمد. و اين يعني فاجعه .چون اصلاح کاهش طول معمولا امکان پذير نيست و اگر هم با روشهاي کارگاهي کلکي سوار کنيم تنها هندسه شکل رااصلاح کرده ايم و چه بسا حين استفاده از قطعه آن وصله کاري توان تحمل بارهاي وارده را نداشته باشد و ايرادات بعدي نميان شود.
بهترين راه براي رفع اين ايراد جلوگيري ازبروز Distortion است. و(طراح يا سرپرست جوشکاري خوب) کسي که بتواند پيچيدگي قطعه را قبل ازجوش حدس بزند و راه جلوگيري از آن راهم پيشنهاد بدهد.
بعضي راهکارهاي مقابله با اعوجاج:
1- اندازه ابعاد را کمي بزرگتر انتخاب کرده ...بگذاريم هر چقدر که ميخواهد در ضمن عمليات تغيير ابعاد و پيچيدگي در آن ايجاد شود.پس از خاتمه جوشکاري عمليات خاص نظير ماشين کاري...حرارت دادن موضعي و يا پرسکاري براي برطرف کردن تاب برداشتن و تصحيح ابعاد انجام ميگيرد.
2- حين طراحي و ساخت قطعه با تدابير خاصي اعوجاج را خنثي کنيم.
3- از تعداد جوش کمتر با اندازه کوچکتر براي بدست آوردن استحکام مورد نياز استفاده شود.
4-تشديد حرارت و تمرکز آن بر حوزه جوش در اينصورت نفوذ بهتري داريم و نيازي به جوش اضافه نيست.
5- ازدياد سرعت جوشکاري که باعث کمتر حرارت ديدن قطعه ميشود.
6- در صورت امکان بالا بردن ضخامت چراکه در قطعات با ضخامت کم اعوجاج بيشتر نمود دارد.
7- تا حد امکان انجام جوش در دوطرف کار حول محور خنثي
8- طرح مناسب لبه مورد اتصال که اگر صحيح طراحي شده باشد ميتواند فرضاً مصالح جوش را در اطراف محور خنثي پخش کند و تاحد زيادي از ميزان اعوجاج بکاهد.
9- بکار بردن گيره و بست و نگهدارنده باري مهار کردن انبساط و انقباض ناخواسته درقطعه
عوامل مهم بوجود آمدن اعوجاج :
1- حرارت داده شده موضعي , طبيعت و شدت منبع حرارتي و روشي که اين حرارت به کار رفته و همچنين نحوه سرد شدن
2- درجه آزادي يا ممانعت بکار رفته براي جلوگيري از تغييرات انبساطي و انقباظي. اين ممانعت ممکن است در طرح قطعه وجود داشته باشد و يا از طريق مکانيکي (گيره يا بست يا نگهدارنده و خالجوش)اعمال شود.
3- تنش هاي پسماند قبلي در قطعات و اجزا مورد جوش گاهي اوقات موجب تشديد تنش هاي ناشي از جوشکاري شده و در مواردي مقداري از اين تنش ها را خنثي ميکند.
4- خواص فلز قطعه کار واضح است که در شرايط مساوي طرح اتصال(هندسه جوش) و جوشکاري مواردي مانند ميزان حرارت جذب شده در منطقه جوش و چگونگي نرخ انتقال حرارت و ضرايب انبساط حرارتي و قابليت تغيير فرم پذيري و استحکام و بعضي خواص ديگر فلز مورد جوش تاثير قابل توجهي در ميزان تاب برداشتن دارد. مثلا در قطعات فولاد آستنيتي زنگ نزن مشکل پيچيدگي به مراتب بيشتر از فولاد کم کربن معمولي ميباشد.

توضيحاتي پيرامون WPS & PQR
در نظر بگيريد در کارخانه اي بزرگ که تعداد زيادي پروژه در دست انجام است مسوول کنترل کيفي و يا ناظر هستيم. و با انواع و اقسام حالات جوشکاري برخورد ميکنيم ....انواع الکترودها، ورقها با ضخامتهاي متفاوت، ماشينهاي مختلف که تحت شريط خاصي تنظيم شده است ،جوشكاران كه اغلب به روش سنتي(بدون رعايت اصول علمي)جوشكاراي ميكنند را در نظر بگيريد. بهترين کار چک کردن کار با کتابچه اي است که به عنوان WPS (Welding Procedure spcification)معروف است. هر چند کاربرد اصلي اين دفترچه براي پرسنل توليد است اما در واقع زبان مشترک توليد کننده و بازرس و ناظر ميباشد که در بعضي مواقع کارفرماهي بزرگ خودشان WPSمورد قبول خود را به سازنده ارايه ميکنند و بناي بازرسي ها را بر اساس آن قرار ميدهند. فکر ميکنم تا حدودي مفهوم را ساده کرده باشم.
استاندارد مرجعAWSَ حدود 170 نوع اتصال را با پوزيشنهاي متفاوت معرفي کرده و انواع پارامترهاي جوشکاراي را براي تمامي انواع فرايندها(SMAW-MIG/MAG-TIG-SAW-…)معرفي کرده اين متغيرها شامل محدوده ضخامت مجاز براي نوع اتصال –دامنه تغييرات مجاز براي آمپر- ولتاژ-قطر الکترود-نوع پودر-زاويه کونيک کردن-روش پيشگرم و پسگرم-و ... ميباشد. که بخشي از وظيفه QC_MAN کنترل ميزان تطابق روش جاري جوشکاري با روش مشخص شده در WPS است. در بعضي از موارد خاص که استاندارد روش خاصي ارايه نداده اغلب يک طراح جوش بنا به تجربيات خود پروسيجري ارايه ميدهد. در بعضي شرکتهاي بزرگ براي هر پروژه اي يک دفترچه WPS موجود است اما از آنجا که روشها و امکانات موجود هر کارخانه اغلب ثابت است لذا بنظر ميرسد که نيازي به -WPS هاي متفاوت نباشد. و تجربه نشان داده که براي کارهاي مشخص و ثابت بهتر است يک WPS تهيه شود و از تعدد ايجاد مدارک و مستندات دست و پا گير جلوگيري شود. يک WPS معمولي ميتوانيد در حدود 200-250 صفحه باشد.يعني به همين تعداد اتصالات مختلف را نشان داده و روش جوشکاري مربوطه را توضيح داده است.

جوشكاري
PQR (Procedure Qualification Record)
ابتدا توضيح کوتاهي در مورد خود PQR لازم است که بايد گفت PQR نتايج آزمايشات مخرب و غير مخرب در مورد يک نوع مشخص جوش است.که از طرف آزمايشگاههاي معتبر بيد ارايه شود.
حال به اين سوال ميرسيم که از کجا اعتبار يک WPS را بفهميم؟ و مديران خط توليد يا تضمين کيفيت و يا ناظران و کنترل کيفيت چطور از اعتبار WPS اطمينان حاصل ميکنند؟
قطعا آن قسمت از WPSکه از متن استاندارد استخراج شده نياز به اينکار ندارد چراکه تمامي موارد پيشنهادي استاندارد هم حاصل تجربيات گروه زيادي از متخصصان بوده است و فلسفه استفاده از استاندارد کوتاه کردن مسير تجربه است تا زودتر به نتيجه دلخواه برسيم.ولي جدا از نحوه برداشت ما از استاندارد در ستاندارد AWS مشخصا به اين موضوع اشاره شده که براي موارد پيشنهادي استاندارد نيازي به PQR نيست.
اما براي آن مواردي که از استاندارد استخراج نشده و پيشنهاد واحد طراحي و يا مشاور طرح بوده بايد حتما PQR تهيه شود.

روش تهيه PQR:
فرض کنيم نياز داريم براي 70 نوع از انواع اتصالات PQR تهيه کنيم.يا بايد 70نمونه تهيه کنيم؟ و يا اين کار عاقلانه است؟ مسلما خير.
بنابر جداول مربوط به تهيه نمونه براي PQR ميتوان تعداد بسيار کمتري براي تاييديه روش جوشکاري (PQR) تهيه کرد به اين ترتيب که در جداول مربوطه بنا بر تغييرات ضخامت قطعات در اتصالات شبيه به هم تعداد نمونه و نوع و تعداد آزمايشات براي آن نمونه معرفي شده. که پس از فرستادن قطعات به ازمايشگاههاي ذيصلاح و گرفتن جواب مثبت ميتوان به آن WPS اعتماد کرد و جوشکاري را آغاز کرد.
مثال:
فرض کنيد دفترچه WPS را براي تهيه PQR در اختيار داريد.مراحل زير براي تهيه PQRپيشنهاد ميشود.
1-اتصالاتي که در استاندارد وجود دارد را تنها با متن استاندارد مطابقت دهيد تا چيزي از قلم نيفتاده باشد و تلرانسها دقيقا استخراج شده باشد و نظير اين...
2-در مورد اتصالات شبيه به هم با مراجع به استاندارد يکي از پرکاربردترين ضخامتها را انتخاب کنيد.براي کارهاي سازه اي و اتصال نوع Grooveفرض كنيد که 45 نوع ضخامت مختلف به شما معرفي شده .بهترين کار اين است که با مراجعه به جداول استاندارد بهترين نمونه براي تهيه PQR انتخاب كنيم كه اين بهترين انتخاب اغلب پرکاربردترين يا حساسترين اتصال است.مثلا Grooveبا ضخامت 30-30که بنابر جدول استاندارد ميبينيم که اين نوع اتصال محدوده ضخامتيmm 3 تاmm 60 را با اعتبار ميبخشد يعني براي ضخامت 2 تا 60 ديگر نيازي به تهيه PQR نداريم و اين از مزاياي استفاده از استاندارد است.
3-حال که نمونه مورد نظر را انتخاب کرديم بايد در ابعاد مشخص(طول و عرض) که باز هم در استاندارد آمده است آنرا تهيه کنيم و توسط يک جوشکار که داراي کارت صلاحيت جوشکاري در حالت مربوطه(1G-2G-1F-2F و غيره) است جوشکاري انجام شود.
4-قطعه مور نظر را به آزمايشگاههاي معتبر ارسال ميکنيم تا تحت تستهاي مختلف قرار گيرد. اين تستها اغلب خمش کناره-راديوگرافي-ماکرواچ-شکست و ... است.
5-پس از اعلام نتيجه مثبت آزمايشگاه ميتوان جوشکاري را آغاز نمود.


نکاتي در مورد جوشکاري فولادهاي ضدزنگ و ضدخوردگي
خصلت اصلي فولادهاي استنلس(ضد زنگ) مقاومت در برابر زنگ خوردگي است (داشتن کرم بيش از 12% مويد همين مطلب است).نيکل موجود در اين فولادها حتي به مقدار زياد هم نميتواند به تنهايي مقاومت در برابر خوردگي را زياد کند.ولي با حضور کرم ميتواند تا حد زيادي اين وظيفه را بخوبي انجام دهد.مزيت اصلي نيکل تسهيل ايجاد فاز آستنيت و بهبود خاصيت مقاوم به ضربه فولادهاي کرم نيکل دار است. موليبدن شرائط خنثي سازي اين فولاد را تثبيت مي کند و عموما عامل افزايش مقاومت به خوردگي موضعي(Pitting) است.
به منظور اطمينان از تشکيل کاربيدهاي پايدار که باعث افزايش مقاومت به خوردگي بين دانه اي ميشود افزودن Ti و Nb به انواع معيني از فولادهاي کرم-نيکل دار ضروري است.

1-فولادهاي ضد زنگ
کرم و کربن عناصر اصلي اينگونه از فولادها را تشکيل ميدهد. هر چند که مقدار کربن کمتر از 04/0درصد است تاثير کرم بر استحکام کششي حتي در مقادير 13 و 17و 20درصد بسيار ناچيز است. در حاليکه در مقادير زيادتر کربن با عمليات حرارتي مناسب امکان دستيابي به استحکام کششي مناسب و عمليات مکانيکي مورد نظر فراهم ميشود.
با توجه به ريزساختار فولادهاي کرم دار را به شرح زير ميتوان دسته بندي کرد:
الف-فولادهاي کرم دار-فريتي(12 تا 18 درصد کرم -1/0درصد کربن)
ب- فولادهاي کرم دار-نيمه فريتي(12 تا 14 درصد کرم -08/0 تا 12/0 درصد کربن)
ج-فولادهاي کرم دار-مارتنزيتي(12 تا 18 درصد کرم و بيش از 3/0 درصد کربن)
د- فولادهاي کرم دار-قابل عمليات حرارتي(12 تا 18 درصد کرم -15/0 تا 20/0 درصد کربن)
اين دسته بندي را در مورد جوش پذيري نيز ميتوان تکرار کرد.
تحت شرايط حرارتي نامناسب فولادهاي فريتي(گروه الف) تمايل به تشکيل دانه هاي درشت نشان ميدهند. انرژي حرارتي ناشي از جوشکاري منجر به رشد دانه بندي ميشود که نميتوان آنرا با پس گرمايش برطرف نمود.در نتيجه کاربيد رسوب ميکند و در مرز دانه هاي فريت باعث شکنندگي و کاهش شديد مقاومت به ضربه فلز جوش ميشود.براي غلبه بر اين حالت بايد از الکترود آستنيتي تثبيت شده با 19 درصد کرم و 9 درصد نيکل استفاده نمود.فلز جوشي که بدين ترتيب حاصل ميشود داراي خاصيت آستنيتي و مقاومت به ضربه بالا است.فلز جوشي که بدين طريق حاصل ميشود از نظر مقاومت به خوردگي مطابق فولددهاي ضدزنگ فريتي ميباشد اما از نظر ظاهر با فلز مبنا تفاوت رنگ دارد.در صورتيکه اجبار در يکرنگي باشد بايد از فيلر متال مشابه( مثلا 18 درصد کرم به همراه کمي Ti)استفاده شود.Tiدر مقادير جزيي نقش موثر در ريز دانه کردن فلز جوش دارد.
بعلت رابطه گريز ناپذير بين رشد دانه ها با از دست رفتن استحکام ضربه اي چاره اي جز کاستن از تنش هاي حرارتي ناشي از عمليات جوشکاري وجود ندارد و براي نيل به اين منظور تمهيداتي نظير الکترود با قطر کم و سرعت جوشکاري بيشتر و پيش گرمايش 200تا 300 درجه سانتيگراد بايد به کار رود.
پس گرمايش در حدود 700 تا 800 درجه سانتيگراد خاصيت استحکام به ضربه فلز جوش را بهبود ميدهد.
همچنين آنيلينگ(Annealing)به مدت کم نيز باعث تجمع کاربيد شده و تا حدي شکنندگي فلز جوش را جبران ميکند و همينطور به تنش گيري نيز کمک ميکند. ولي هرگز باعث رفع کامل درشت دانگي HAZ نميشود.
اقدامات مشابهي حين جوشکاري فولادهاي نيمه فريتي و کوئنچ تمر شده با 12 تا 14 درصد کربن (دسته ب ) نيز ضروري است. ميدانيم که سرد کردن سريع باعث تشکيل فاز شکننده مارتنزيتي ميشود لذا ضرورت دارد که درجه حرارت قطعه حين انجام جوش بالا نگهداشته شود. قطعه کار ابتدا 300 تا 350 درجه پيش گرم ميشود.درجه حرارت بين پاسي((Inter pass 300 درجه مناسب است و از اين کمتر نبايد شود.ضمنا قطعه کار بايد بلافاصله در دماي 700 تا 760 درجه پس گرم شود.اين سيکل حرارتي در مجموع باعث ايجاد فلز جوشي با ساختار يکنواخت و چقرمه در کل طول درز جوش ميشود و خطر شکنندگي و رشد دانه ها را تا حدود زيادي مرتفع ميکند.
فولادهاي کرم دار مارتنزيتي (دسته ج)معمولا قابل جوش نيستند و صرفا به منظور تعمير و اصلاح عيوب جوشکاري بر روي آنها انجام ميپذيرد. براي جوشکاري فولادهاي کرم دار با 12 تا 14 درصد کرم مقدار کربن در فيلر متال نبايد از 25/0درصد تجاوز کند.اين نوع فولاد در هوا سخت ميشود.از اينرو هيچ اقدام پيشگيرانه موثري به منظور غلبه بر سخت شده HAZوجود ندارد.اما با اعمال پيش گرم زياد که با پس گرم بلافاصله قطعه همراه باشد ميتوان تاحدودي مشکل را برطرف کرد و سختي نامطلوب را در حد پاييني نگاه داشت.دماي پس گرم 750 تا 800 توصيه ميشود و کمتر از اين دما ممکن است باعث تاثير منفي در مقاومت به خوردگي شود.
آنيلينگ در حرارتي بين650 تا 650 درجه ممکن است باعث رسوب کاربيد و بروز خوردگي بين دانه اي شود.

2-فولادهاي مقاوم به خوردگي
فولادهاي آستنيتي مقاوم به خوردگي کرم-نيکل دار عموما داراي خواص جوشکاري مطلوبي هستند(جوش پذيرند). اما خصوصياتي چند از اين فلزات بايد مدنظر قرار گيرد.
الف-ضريب هدايت حرارتي کم.
ب- ضريب انبساط حرارتي زياد.
ج-سرشت انجماد اوليه اين نوع فولادها که تاثير مهم و تعيين کننده اي بر مکانيزم وقوع ترک گرم در آنها دارد.وجود مقدار مشخصي از فريت در فلز جوش بيانگر مقاومت آن به ترک گرم است.
به کمک نمودار شفلر-دولانگ امکان تعيين ريز ساختار بر اساس ترکيبات فلز جوش ممکن است.
نمودار شفلر-دولانگ کمکي عملي در تعيين مقدار تقريبي فريت(فريت دلتا)و سرشت ريز ساختار تشکيل شده حين جوشکاري فولادهاي آليازي غير همجنس ارايه ميدهد.علاوه بر اين برآوردي کلي از تاثيرات مقادير کم فريت بر مقاومت به ترک گرم فلز جوش آستنيتي را مقدور ميسازد.تجربه ثابت کرده که روشهاي متفاوت تعيين درصد فريت عملا مساله ساز است و طبق توافق جهاني به جاي درصد فريت تعداد فريت را مبنا و ماخذ محاسبات قرار ميدهند .
بعضي از دوستان احتمالا از مطالب مربوط به نمودار شفلر آنچنان برداشت منسجم و دقيقي نداشتند کاملا حق دارند و پيشنهاد ميکنم به کتب و منابع معتبر براي فهم بهتر مطلب مراجعه کنند.
جوشكاري
3-فولادهاي مقاوم به حرارت
الف-فولادهاي فريتي يا فولادهاي فريتي-پرليتي از نوع (Cr يا Cr-Si و Cr-Si-Al) و فولدهاي فريتي-آستنيتي
ب-فولادهاي مقاوم به حرارت از نوع آستنيتي از نوع Cr-Ni-Si
در حاليکه در جوشکاري قطعات فولادي از نوع آستنيتي با الکترودها ي همجنس آن پيشگرم قطعه ضرورتي ندارد فولادهاي مقاوم به حرارت از نوع فريتي کرم دار را معمولا 100 تا 300 درجه پيش گرم و در 750 درجه هم پس گرم و آنيل ميکنند.علت اينکار هم غلبه بر درشت دانگي و تمايل به ترد شدن HAZ است.
قطعات ريختگي از جنش فريت_آستنيت را بايد در حالت گرم 700تا800 درجه جوش داد و اجازه داد که به تدريج سرد گردد.
جوشکاري فولادهاي فريتي و فريتي-پرليتي با الکترودهاي هم جنس قطعه کار کاهش در استحکام ضربه اي فلز جوش را نشان ميدهد لذا پيشنهاد ميشود اين نوع فولادها را باالکترودهاي آستنيتي مقاوم به حرارت جوش داد.در اين حالت نيز بايد توجه داشت که مقاومت به حرارت فلز جوش آستنيتي در محيط احتراق با گازهاي اکسيد کننده با هوا تقويت ميشود و طبيعتا اين مقاومت به حرارت در محيط گازهاي احيا کننده به مقدار زيادي کاهش مي يابد براي غلبه بر محيط احتراق با مقدار زياد گاز گوگرد استفاده از الکترودهايي با کرم زياد توصيه ميگردد

معرفي جوش آرگون در چند جمله
در جوش آرگون يا تيگ(TIG) براي ايجاد قوس جوشکاري از الکترود تنگستن استفاده مي شود که اين الکترود برخلاف ديگر فرايندهاي جوشکاري حين عمليات جوشکاري مصرف نمي شود.
حين جوشکاري گاز خنثي هوا را از ناحيه جوشکاري بيرون رانده و از اکسيده شدن الکترود جلوگيري مي کند. در جوشکاري تيگ الکترود فقط براي ايجاد قوس بکار برده مي شود و خود الکترود در جوش مصرف نمي شود در حاليکه در جوش قوس فلزي الکترود در جوش مصرف مي شود. در اين نوع جوشکاري از سيم جوش(Filler metal)بعنوان فلز پرکننده استفاده مي شود.و سيم جوش شبيه جوشکاري با اشعه اکسي استيلن(MIG/MAG)در جوش تغذيه مي شود. در بين صنعتکاران ايراني اين جوش با نام جوش آلومينيوم شناخته مي شود. نامهاي تجارتي هلي آرک يا هلي ولد نيز به دليل معروفيت نام اين سازندگان در خصوص ماشينهاي جوش تيگ باعث شده بعضا اين نوع جوشکاري با نام سازندگان هم شناخته شود. نام جديد اين فرايند G.T.A.W و نام آلماني آن WIGمي باشد.
همانطور که از نام اين فرايند پيداست گاز محافظ آرگون ميباشد که ترکيب اين گاز با هليم بيشتر کاربرد دارد.
علت استفاده از هليم اين است که هليم باعث افزايش توان قوس مي شود و به همين دليل سرعت جوشکاري را ميتوان بالا برد و همينطور باعث خروج بهتر گازها از محدوده جوش ميشود.
کاربرد اين جوش عموما در جوشکاري موارد زير است
1- فلزات رنگين از قبيل آلومينيوم...نيکل...مس و برنج(مس و روي) است.
2- جوشکاري پاس ريشه در لوله ها و مخازن
3- ورقهاي نازک(زير1mm)

مزاياي TIG
1- بعلت اينکه تزريق فلز پرکننده از خارج قوس صورت ميگيرد.اغتشاش در جريان قوس پديد نمي ايد.در نتيجه کيفيت فلز جوش بالاتر است.
2- بدليل عدم وجود سرباره و دود و جرقه ,منطقه قوس و حوضچه مذاب بوضوح قابل رويت است.
3- امکان جوشکاري فلزات رنگين و ورقهاي نازک با دقت بسيار زياد.

انواع الکترودها در TIG
1- الکترود تنگستن خالص (سبز رنگ)براي جوش آلومينيوم استفاده مي شود و حين جوشکاري پت پت مي کند.
2- الکترود تنگستن توريم دار که دو نوع دارد
الف-1% توريوم دار که قرمز رنگ است
ب-2% توريم دار که زرد رنگ مي باشد.
3-الکترود تنگستن زيرکونيم دار که علامت مشخصه آن رنگ سفيد است.
4- الکترود تنگستن لانتان دار که مشکي رنگ است.
5- الکترود تنگستن سزيم دار که طلايي رنگ است.
اين دو نوع آخر جديدا در بازار آمده اند.

چند نکته در مورد مزاياي تنگستن
1- افزايش عمر الکترود
2- سهولت در خروج الکترونها در جريان DC
3- ثبات و پايداري قوس را بيشتر مي کند
4- شروع قوس راحت تر است.
نوع قطبيت مناسب در جوشکاري TIG
جريان DCEN براي جوشکاري چدن-مس-برنج-تيتانيوم-انواع فولادها
جريان ACبراي جوشکاري آلومينيوم و منيزيوم و ترکيبات آن
مختصري از بازرسي جوش
سازه هاي جوش داده شده نظير ساير قطعات مهندسي به بازرسي در مراحل مختلف حين ساخت و همچنين در خاتمه ساخت نياز دارند. براي حصول از مرغوبيت جوش و مطابقت آن با نيازمنديهاي طرح بايد کليه عوامل موثر در جوشکاري در مراحل مختلف اجرا مورد بازرسي قرار گيرد.
براي آشنايي بيشتر با مقوله بازرسي جوش بايد ابتدا" مراحل بازرسي جوش" را بشناسيم.
1- وظايف بازرس جوش
2- دسته بندي بازرسان جوش
3- تواناييهاي بازرس جوش
الف-آشنايي با نقشه ها و مشخصات فني
ب-آشنايي با زبان جوشکاري
ج-اشنايي با فرايندهاي جوشکاري
د-شناخت روشهاي آزمايش
ه-توانايي گزارش نويسي و حفظ سوابق
و-داشتن وضعيت خوب جسماني
ز-داشتن ديد خوب
ح-حفظ متانت حرفه اي
ط-تحصيل و آموزش آکادميک
ي-تجربه بازرسي
ک-تجربه جوش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت   توسط امير محقق  |